تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦

بيان شبها و روزهاى فاضل

( 1 ) بدان كه شبهاى مخصّص به زيادت فضل ، كه استحباب احياى آن مؤكد است ، در سالى پانزده است ، نبايد كه مريد از آن غافل شود ، كه مراسم خيرات است و مظان « 221 » تجارات . و هر گاه كه بازرگان از مراسم تجارت غافل شود سود نكند ، و هر گاه كه مريد از فضايل اوقات ذاهل بود منجح « 222 » نباشد . [ 456 ] و از اين شبها شش در ماه رمضان است : و پنج آن وترهاى عشر آخر است « 223 » ، چه شب قدر در آن طلبيده شود ، و شب هفدهم ماه رمضان ، كه بامداد آن يوم الفرقان بود ،
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
« 224 » ، و واقعهء بدر در او بود ، و ابن الزبير « 225 » گفت كه آن شب قدر است . و اما نه ديگر : شب اول ماه محرم است ، و شب عاشورا ، و اول شب رجب ، و شب نيمهء آن ، و شب بيست و هفتم از آن ، و آن شب معراج است و در او نمازى مأثور است ، و پيغامبر - عليه السلام - گفته است : للعامل في هذه اللّيلة حسنات مائة سنة فمن صلّى فيها اثنتي عشرة ركعة يقرأ في كلّ ركعة فاتحة الكتاب و سورة من القرآن و يتشهّد في كلّ ركعتين و يسلّم في آخر هنّ ثمّ يقول سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر مائة مرّة و يستغفر اللّه مائة مرّة و يصلّى على النّبيّ مائة مرّة و يدعو لنفسه ما شاء من أمر دنياه و آخرته و يصبح صائما ، فانّ اللّه يستجيب دعاءه كلّه و الاّ ان يدعو في معصية - اى ، كار كننده را در اين شب حسنات صد ساله باشد ، و هر كه در آن دوازده ركعت نماز گزارد ، در هر ركعتى فاتحه و سورتى از قرآن ، و در هر دو ركعتى تشهد بخواند و سلام در آخر آن ، پس صد بار سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر بگويد و صد بار استغفار كند و صد بار بر پيغامبر - عليه السلام - درود دهد و براى خود آن چه خواهد از كارهاى دنيا و آخرت دعا گويد و بامداد آن صايم باشد ، حق تعالى كل دعاى او مستجاب كند ، مگر آن كه در معصيتى بود ، و اما در شب نيمهء شعبان صد ركعت است ، در هر ركعتى بعد از فاتحه ، سورهء اخلاص ده بار ، و سلف آن را نگذاشتندى « 226 » چنان كه در نماز تطوّع آورده‌ايم ، و شب عرفه ، و دو شب عيد : پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : من احيا ليلتي العيد لم يمت قلبه يوم تموت القلوب - اى ، هر كه شب عيد زنده دارد ، دل وى نميرد روزى كه دلها بميرند .
هامش
( 221 ) مظان ( ج مظنّه ) ، محل احتمال ، جاى گمان بردن . ( 222 ) منجح ، رستگار . ( 223 ) يعنى شبهاى فرد ، مانند 21 و 23 و 25 و 27 و 29 ماه رمضان . ( 224 ) سورهء انفال 8 - 41 . ( 225 ) عبد اللّه بن زبير . ( 226 ) نگذاشتندى ، ترك نمىكردند .