اما ذكرهاى مكرر و آن كلمههايى است كه در تكرار آن فضيلتها آمده است ، به ايراد آن تطويل ندهيم ، و اقل تكرار سه بار است يا هفت بار ، و اكثر آن صد بار يا هفتاد بار ، و و اوسط آن ده بار .
پس بايد كه به اندازهء فراغ و وسعت وقت خود مكرر گرداند . و بيشتر را فضل بيشتر باشد ، و ميانهتر و به فضل اقتصاد نزديكتر آن كه ده بار مكرر كند ، و آن سزاوارتر ، بدانچه بر آن مداومت توان نمود ، و بهترين كارها آن است كه بر دوام بود اگر چه اندك باشد . و هر وظيفتى كه بر بسيار [ 551 ] آن مواظبت نتوان نمود ، اندك آن با مداومت فاضلتر و تأثير آن در دل قوىتر از بسيار آن .
و مثال اندك دايم [ مثال ] قطرات آب است كه چون به توالى بر سنگ آيد گوى « 52 » در سنگ ظاهر شود . و مثال بسيار پراكنده ، آن چه به يك دفعت رسد يا دفعتهاى پراكنده كه دير دير اتفاق افتد ، اثر آن ظاهر نشود . و اين كلمات ده است .
اول لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حىّ لا يموت بيده الخير و هو على كلّ شيء قدير .
دوم سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه [ العلىّ العظيم ] .
سوم سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الرّوح .
چهارم سبحان اللّه العظيم و بحمده .
پنجم أستغفر اللّه الّذي لا إله الاّ هو الحىّ القيّوم و اسأله التّوبة .
ششم اللّهمّ لا مانع لما أعطيت و لا معطى لما منعت و لا ينفع ذا الجدّ منك الجدّ .
هفتم لا إله الاّ اللّه الملك الحقّ المبين .
هشتم بسم اللّه الّذي لا يضرّ مع اسمه شيء في الارض و لا في السّماء و هو السّميع العليم .
نهم اللهمّ صلّ على محمّد [ عبدك و نبيّك و رسولك النّبيّ الامّىّ ] و على آله و أصحابه .
دهم أعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم ، ربّ أعوذ بك من همزات الشّياطين و أعوذ بك ربّ ان يحضرون . و اين ده كلمه است كه چون هر يكى را از آن ده بار بگويى صد بار شود . و آن فاضلتر از آن باشد كه يك ذكر را صد بار مكرر گردانند . زيرا كه هر يكى را از اين كلمات فضلى مفرد است ، و هر يكى از آن دل را نوع تنبّهى و تلذّذى است ، و در انتقال از يكى به ديگرى [ نفس را ] نوع راحتى و امنى [ است ] از ملالت .
هامش
( 52 ) گو ، گودال .