برادرزاده ، در اين ساعت از خانهء خود براى چه بيرون آمدى ؟ گفتم : براى نماز بامداد . گفت : شاد شو و [ تو را مژده باد ] كه بيرون آمدن ما از خانه و نشستن در مسجد را در اين ساعت مثل غزوى شمرديمى در راه خداى ، يا چنين گفت كه غزوى در خدمت پيغامبر . و على - كرّم اللّه وجهه - گفت كه پيغامبر - عليه السلام - بر من و فاطمه بگذشت ، و ما در خواب بوديم ، گفت : نماز بگزاريد .
گفتم : نفسهاى ما در قبضهء قدرت خداى است ، چون خواهد كه ما را بيدار گرداند بيدار كند .
بازگشت و روى بگردانيد ، و شنيدم كه دست بر ران مىزد و مىگفت :
وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
. « 42 » و پس از سنّت نماز بامداد و دعاى آن به استغفار [ 549 ] و تسبيح مشغول شود تا نماز را اقامت نمايند ، پس بگويد : استغفر اللّه الّذي لا إله الاّ هو الحىّ القيّوم [ و أتوب إليه ] هفتاد بار ، و سبحان اللّه و الحمد للَّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر صد بار ، پس فريضه بگزارد ، و كل آن چه ياد كرديم از آداب ظاهر و باطن در نماز ، و پگاه خاستن ، رعايت كند . و چون از آن فارغ شود ، در مسجد تا طلوع خورشيد بنشيند و به ذكر خداى مشغول باشد چنان كه ترتيب آن بخواهيم گفت .
پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : لان اقعد في مجلس اذكر اللّه فيه من صلوة الغداة إلى طلوع الشّمس أحبّ إلىّ من أن أعتق أربع رقاب . اى ، در مجلسى نشينم و از نماز بامداد تا طلوع خورشيد ذكر خداى كنم ، دوستتر از آن دارم كه چهار بنده آزاد كنم . و آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - چون نماز بامداد بگزاردى تا طلوع خورشيد بر جاى نماز بنشستى . و در بعضى روايتها ، دو ركعت نماز بگزاردى - اى ، پس از طلوع - چه فضل آن بيرون از حد و احصا آمده است .
و حسن روايت كرد كه پيغامبر در آن چه از رحمت پروردگار خود ياد كردى گفتى كه بارى تعالى گفت : يا ابن آدم اذكرني من بعد صلوة الفجر ساعة و بعد صلوة العصر ساعة أكفك ما بينهما . اى ، اى پسر آدم ، پس از نماز بامداد يك ساعت و پس از نماز ديگر يك ساعت مرا ياد كن ، آن چه ميان آن است من از تو كفايت كنم .
و چون فضل آن ظاهر شد بايد كه بنشيند و تا بر آمدن خورشيد سخن نگويد ، بل بايد كه وظيفت او تا طلوع شمس چهار نوع باشد : دعاها ، و ذكرهاى مكرر ، و خواندن قرآن ، و تفكر .
هامش
( 42 ) كهف 18 - 54 .