تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
( 1 ) اول آن كه در ذى طوى براى دخول مكه غسل كند . و غسلهاى مسنون « 83 » و مستحب نه است در حج ، براى نه سبب : اول ، إحرام از ميقات ، پس در رفتن مكه « 84 » ، پس ايستادن به عرفه ، پس ايستادن به مزدلفه ، پس طواف زيارت ، پس سه غسل سنگ انداختن « 85 » به سه جمره - و سنگ انداختن جمرهء عقبه را غسل نيست - پس طواف وداع . و شافعى - رضى اللّه عنه - در جديد « 86 » ، براى طواف زيارت و طواف وداع غسل نفرموده است « 87 » ، و بر اين قول هفت غسل باشد . ( 2 ) دوم آن كه نزديك در رفتن به اول حرم ، كه او هنوز بيرون مكه باشد ، بگويد : اللّهمّ هذا حرمك و أمنك فحرّم لحمى و دمى و بشرى « 88 » على النّار ، و آمني من عذابك يوم تبعث عبادك و اجعلني من أوليائك و اهل طاعتك . ( 3 ) سوم آن كه در مكه از جانب ابطح « 89 » رود ، و آن از ثنيّهء « 90 » كداء است ، به فتح كاف . پيغامبر - عليه السلام - از شاهراه سوى آن عدول فرموده است ، و اقتداى به دو اولى ، و از ثنيّهء كدى ، به ضم كاف ، بيرون آيد . و اين ثنيّهء سفلى است ، و اولين ثنيّهء عليا . ( 4 ) چهارم چون در مكه در رفت [ 417 ] و به سر ردم « 91 » رسيد و چشمش بر خانه افتد ، در اين حال بايد كه بگويد : لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر ، اللّهمّ أنت السّلام و منك السّلام ، و دارك دار السّلام ، تباركت يا ذا الجلال و الاكرام . اللّهمّ انّ هذا بيتك عظّمته و كرّمته و شرّفته ، اللّهمّ فزده تعظيما و تشريفا و تكريما و زده مهابة و زد من حجّه برّا و كرامة . اللّهمّ افتح لي أبواب رحمتك و أدخلنى جنّتك و أعذني من الشّيطان الرّجيم . ( 5 ) پنجم چون در مسجد حرام رود بايد كه از در بنى شيبه در رود ، و بگويد : بسم اللّه و باللّه و من اللّه و الى اللّه و في سبيل اللّه و على ملّة رسول اللّه . و چون به خانه نزديك شود بگويد : الحمد للَّه و سلام على
هامش
( 83 ) مسنون ، سنّت شده ، مطابق شرع . ( 84 ) در متن عربى پس از « ثم لدخول مكه « عبارت « ثم لطواف القدوم » آمده است كه با توجه به نه سبب ياد شده در آغاز اين بحث زايد مىنمايد . در شرح زبيدى پس از نقل اين جمله چنين آمده است : هكذا هو في سائر النسخ ، و لم يذكره الرافعي و لا النووي ، و الظاهر آن الغسل الذي لدخول مكه ينوب عنه ( ج 4 - 340 ) . ( 85 ) به ، در ، در هنگام . ( 86 ) شرح زبيدى : ( في ) القول ( الجديد ) . ( 87 ) نفرموده است ، دستور نداده است . ( 88 ) بشرى ، بشرهء من ( ظاهر جلدى ) . ( 89 ) ابطح ، زمين پست و هموار . ( 90 ) ثنيّه ، راه پشته و كوه ، گردنه ، راه به سوى كوه . ( 91 ) ردم ، نام موضعى .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 550 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى