( 1 ) سوم پس از پوشيدن جامه صبر كند تا راحلهء وى برانگيزد « 80 » اگر سوار باشد ، و آغاز رفتن كند اگر پياده بود . آن گاه نيت إحرام كند به حج يا به عمره ، بر سبيل قران « 81 » يا افراد ، چنان كه خواهد . و براى انعقاد إحرام ، مجرّد نيت بسنده است ، و لكن سنّت آن است كه لفظ تلبيه به نيت پيوندد و بگويد : لبّيك ، اللّهمّ لبّيك ، لا شريك لك لبّيك ، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شريك لك .
مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه مجرّد نيّت بسنده نبود تا تلبيه يا مثل آن بدان پيوندد .
و اگر زيادت از اين خواهد گويد : لبّيك و سعديك و الخير كلّه بيديك ، و الرّغباء إليك ، لبّيك بحجّة حقّا تعبّدا و رقّا ، اللّهمّ صلّ على محمد و على آل محمد و سلّم .
( 2 ) چهارم چون به تلبيهء مذكور إحرام منعقد شد ، مستحب است كه بگويد : اللّهمّ انّى أريد الحجّ فيسّره لي و اعنّى على اداء فرضه و تقبّله [ 416 ] منّى . اللّهمّ انّى نويت اداء فريضتك في الحجّ ، فاجعلني من الّذين استجابوا لك ، و آمنوا بوعدك و اتّبعوا أمرك ، و اجعلني من وفدك الّذين رضيت عنهم و ارتضيت ، و قبلت منهم ، اللّهمّ فيسّر لي أداء ما نويت من الحجّ . اللّهمّ قد أحرم لك شعرى و لحمى و دمى و عصبى و مخّى و عظامى و حرّمت على نفسي النّساء و الطّيب و لبس المخيط « 82 » ابتغاء وجهك في الدّار الآخرة . و از وقت إحرام باز ، شش محظور كه ياد كردهايم [ پيش از اين ] بهر وى حرام شود ، بايد كه از آن دور باشد .
( 3 ) پنجم در دوام إحرام ، باز گردانيدن تلبيه مستحب است ، خاصه در وقت تزاحم و به هم كوفتن رفيقان ، و فراهم آمدن مردمان ، و در فراز و نشيب ، [ و در ] بر نشستن و فرود آمدن ، به آواز بلند ، نه چنان كه حلقش گرفته شود و دمش بر افتد ، چه كرى و غايبى را نمىخواند ، چنان كه در حديث آمده است . و در بلند گفتن تلبيه در سه مسجد باكى نيست ، چه جاى مناسك است : مسجد حرام و مسجد خيف و مسجد ميقات . و اما در مسجدهاى ديگر ، اگر بىآواز بلند بگويد هم باكى نبود . و پيغامبر - عليه السلام - چون چيزى خوش آمدى گفتى : لبّيك انّ العيش عيش الآخرة .
جملهء سوم - در آداب دخول مكه تا طواف
( 4 ) و آن شش است .
هامش
( 80 ) تا مركوب وى برخيزد .
( 81 ) قران ، حج و عمره با هم .
( 82 ) مخيط ، پوشاك دوخته .