و اقام « 8 » الصّلاة ، و ايتاء الزكاة . و [ بر ] جماعتى كه در آن تقصير كنند و اهمال نمايند وعيد بليغ و تهديد عظيم كرده . قوله تعالى :
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ .
« 9 » و معنى انفاق در راه خداى تعالى دادن حق زكات است .
أحنف قيس گفت : من با جماعتى از قريش بودم ، بو ذر - رضى اللّه عنه - بر ما گذشت و گفت : بشّر الكانزين بكيّ في ظهورهم يخرج من جنوبهم و بكيّ من قبل أقفائهم يخرج من جباههم . اى ، غلبه كنندگان به بسيارى مال [ را ] مژده ده ، به داغى بر پشت كه از پهلو بيرون آيد ، و به داغى بر قفا كه از پيشانى بارز شود . و در روايتي بر اين جمله است : انّه يوضع على حلمة ثدي أحدهم فيخرج من نغض كتفيه [ و يوضع على نغض كتفيه ] حتى يخرج من حملة ثدييه يتزلزل . اى ، بر سر پستان يكى از ايشان نهاده شود و از سر شانهء وى بيرون آيد ، و در روايتي بر اين جمله است : [ و بر سر شانهء وى ] نهاده آيد و از سر [ پستان وى ] بيرون آيد ، و در بيرون آمدن متزلزل بود . و بو ذر گفت : به خدمت پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - رسيدم و او در سايهء كعبه نشسته بود ، چون مرا ديد گفت :
هم الاخسرون و ربّ الكعبة . اى ، ايشان زيان زدهترند به خداوند كعبه . « 10 » گفتم : كياناند ايشان ؟
فرمود : الاكثرون اموالا الاّ من قال هكذا و هكذا و هكذا - من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و قليل ما هم . اى ، آن كسانى كه اموال ايشان بيشتر است ، مگر كسانى كه مالها در همه وجوه خير صرف گردانند ، و در همه جهتهاى چپ و راست و پيش و پس بذل كنند ، و ايشان نيك اندكاند .
مترجم مىگويد كه چون معتاد و متعارف آن است كه بخشيدن به دست باشد ، و در جهتى بود ، و از اشارتى خالى نتواند بود ، بر اين جمله عبارت « 11 » فرموده است . و « قول » را به جاى « اشارت » آورده ، چنان كه معهود عرب است كه گويند : قال فلان برأسه . اى ، به سر اشارت كرد .
و باقى حديث است : ما من صاحب ابل و لا بقر و لا غنم لا يؤدّى زكاتها الاّ جاءت يوم القيامة أعظم ما كانت و اسمنه ، تنطحه بقرونها و قطاة « 12 » باظلافها [ 349 ] كلّما نفدت اخراها عادت [ عليه ] اولاها حتى يقضى بين النّاس . اى ، هيچ مالك شتر و گاو گوسفند را ، كه زكات آن ندهد ، نباشد كه نه اين چهاروايان روز قيامت بزرگتر و فربهتر آن چه بوده باشند بيايند ، وى را به سرونها مىزنند ، و به شنگلها
هامش
( 8 ) اقام ، اقامه ، برپا داشتن .
( 9 ) توبه 9 - 34 .
( 10 ) قسم به خداوند كعبه .
( 11 ) عبارت ، تعبير .
( 12 ) در ديگر نسخههاى ترجمه و متن عربى به صورت « تطأه » و « تطؤه » آمده است .