تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
پيغامبر - عليه السلام - درست شده است كه بر يك ركعت مواظبت فرموده است . و گفته‌اند : پيوسته فاضل‌تر ، تا از شبهت خلاف بيرون آيد ، خاصه امام را . چه روا كه به دو كسى اقتدا كند كه يك ركعت روا ندارد ، و چون پيوسته گزارد ، به كل آن نيت وتر كند . و اگر بر يك ركعت اقتصار نمايد ، پس از دو ركعت سنت نماز خفتن ، يا پس از فرض نماز خفتن ، و نيت وتر كند درست بود . زيرا كه شرط وتر آن است كه در نفس خود وتر بود . و غير او را كه پيش از او سابق شده است وتر گرداند ، و اين ركعت فرض را وتر كرد . و اگر پيش از نماز خفتن وتر كند درست نباشد . اى ، فضيلت وتر كه در خبر آمده است كه « به از شتران سرخ موى است » نيابد ، و الا يك ركعت فرد در هر وقت كه باشد درست بود ، و پيش از نماز خفتن بدان درست نمىباشد ، كه خرق اجماع خلق است در كردن ، و نيز چيزى پيش نرفته است كه آن را وتر گرداند . « 287 » و اما چون خواهد كه [ به ] سهء بريده كند ، در نيت دو ركعت نظر است : « 288 » كه اگر نيت تهجد يا سنت نماز خفتن كند ، [ 330 ] وتر نباشد ، و اگر نيت وتر كند ، دو ركعت وتر نباشد و وتر آن است كه پس از او خواهد كرد . و لكن اظهر آن است كه نيت وتر كند چنان كه در سهء پيوسته ، و لكن وتر را دو معنى است : يكى آن كه در نفس خود وتر بود . و دوم آن كه آغاز كرده شود تا بدانچه پس او باشد وتر گردد . و مجموع سه وتر است ، و دو از جملهء سه است ، الا آن است كه وتريّت او به ركعت سوم موقوف است . و چون او عزم آن دارد كه آن را به سوم وتر گرداند ، روا كه نيت وتر كند ، و ركعت سوم در نفس خود به نفس خود وتر است و غير خود را وتر گرداند . و دو ركعت در نفس خود وتر نيست ، و غير خود را وتر نگرداند ، و لكن به غير خود وتر شود . و وتر بايد كه آخر نماز شب باشد ، و پس از تهجد واقع شود . و فضايل وتر و تهجد و كيفيت ترتيب آن در « كتاب اوراد » بخواهد آمد .
هامش
( 287 ) مسبوق به چيزى ( نمازى ) نيست تا آن را وتر گرداند . ( 288 ) در شرح زبيدى : ( فاما إذا أراد ان يوتر بثلاث مفصولة ) اى بتسليمتين [ به دو سلام نماز ] ( ففي نيته في الركعتين نظر ) . نظر است ، جاى تأمل است .