هجّويههاى عربها را دربارهى سر سگ و بعد نكوهش آنها را دربارهى رفتار و خصوصياتش ذكر مىكنيم . پس كار را با هجويهى مربوط به سگ آغاز كنيم » « 1 » . در جايى ديگر ظاهرا « صاحب الديك » از اثرى از محمّد بن عبد اللّه بن عمرو عتبى ( د : 228 ه / 842 م ، نك : پيش از اين ، ص 511 ) به شيوهى محدّثين بلافاصله پس از اصطلاح « حدّثنى » نقل قول مىكند ؛ و اين نقل قولى است نسبتا طولانى « 2 » .
همان « صاحب الديك » اين اصطلاح را در مورد متنى كه از اصمعى ( د : 216 ه / 831 م ، نك : تاريخ نگارشهاى عربى ، ج 8 ، 3 . فرهنگنگاران عراق ، الف . بصره ) گرفته است « 3 » به كار مىگيرد . تصريح جاحظ به اينكه نزد داوود بن محمّد هاشمى كتابى دربارهى مار شامل بيش از 10 مجلد ديده است ، نشان مىدهد كه در اينگونه موارد ، از تكنگارىهايى كه در اختيار داشته - نقل قول كرده است .
جاحظ اين كتاب را مطالعه كرده بوده ، زيرا مىگويد يك جلد و نيم آن مطالب صحيحى در بر داشته است « 4 » . همچنين تذكر او در باب مضمون تكنگارى يحيى بن منصور ذهلى ( د : نيمهى دوم ق 2 ه / 8 م ، نك : پيش از اين ، ص 502 ) دربارهى مارمولك پربار است . وى به گفتهى خود مىافزايد كه او - با چند استثنا - هر چيزى را كه او خود در اين باب مىگويد ، ذكر كرده است ( نك : پيش از اين ، ص 502 ) .
جاحظ از تكنگارىهاى لغويون و نسبنامهنويسان دربارهى انواع جانوران تقريبا بىاستثنا بدون ذكر عنوان نقل قول مىكند كه ضمن آنها بسيار بهندرت و به شكل گذرا تذكراتى دربارهى منابع كار خود مىدهد . مثلا مانند اينكه ابن كلبى ( نك : پيش از اين ، ص 503 ) از شرقى بن قطامى دربارهى زنبورهاى سرخ چنين روايت مىكند ( بعد متنى به دنبال آن مىآيد ) « 5 » . و بعد به دنبال آن مىافزايد كه اين هر دو هيچ مطلب مهمى در اين باره براى گفتن نداشتهاند « 6 » .
از جملهى منابع جاحظ چندين شعر تعليمى شايان ذكر است كه قسمت اعظم آنها متعلق به معاصران سالخوردهتر اوست و او تفسيرى بر بعضى از آنها نوشته است ؛ مهمترين آنها دو شعر بشر بن معتمر معتزلى است ( نك : پيش از اين ، ص 504 ) . از آن گذشته جاحظ چند قطعه شعر تعليمى احمد بن ابى كريمه ، از معاصران خود را مىآورد كه ظاهرا آزمايشگر بوده و اغلب جاحظ از او نقل قول مىكند ( نك : پيش از اين ، ص 507 ) . شعر تعليمى طويلى دربارهى جانوران ، توانايىها و فيزيولوژى آنها نام حكم بن عمرو بهرانى را بر خود دارد ؛ جاحظ احتمالا از طريق اثرى از محمّد بن
هامش
( 1 ) . الحيوان ، 1 / 254 : « و قال صاحب الديك سنذكر أشعار العرب في هجاء الكلب مجردا على وجهه ثم نذكر ما ذموا من خلاله و أصناف أعماله و امورا من صفاته و نبدء بذكر هجائه في الجملة » .
( 2 ) . همان ، 1 / 290 - 289 .
( 3 ) . همان ، 2 / 307 .
( 4 ) . همان ، 4 / 181 . « و قد رأيت عند داوود بن محمّد الهاشمى كتابا في الحيّات أكثر من عشرة اجلاد ما يصحّ منها مقدار جلد و نصف » .
( 5 ) . « قال ابن الكلبى ؛ قال الشرقى . . . » ( همان ، 7 / 31 ) .
( 6 ) . « و لم يفسّر ابن الكلبى و الشرقى في ذلك شيئا فلم يصر في أيدينا منهما الّا التعجب و التعجيب . . . » ( همان ، 7 / 32 ) .