است . هنوز پژوهش كاملترى جاى بررسى فان فلوتن را كه در آن هنگام تنها يك نسخه از اين اثر را در اختيار داشت ، نگرفته است . پيش از انتشار تحقيق فلوتن همه گمان داشتند كه كتاب الحيوان اثرى است ادبى كه هيچ مطلب جالب توجهى نمىتواند بر اطلاعات ما دربارهى جانورشناسى عربها بيفزايد « 1 » .
جاحظ اصولا بر آن بود كه كتابى دربارهى جانورشناسى بنويسد ، اما به عنوان مؤلفى جامع الاطراف خود پيشاپيش مىدانست كه اثرش از وحدت و يكدستى عارى خواهد بود و خواننده با استطراد و خروج از موضوع روبرو خواهد شد « 2 » . به عقيدهى فان فلوتن اين نقص در ترتيب و تنظيم كتاب مربوط به فرهنگ خاص عهد و روزگارى است كه كتاب جاحظ در آن تأليف شد « 3 » . فان فلوتن عقيده دارد ، « هنر نوشتن در دورهى جاحظ هنوز تازگى » داشت « 4 » و در آن وقت « تازه در آغاز نهضت بزرگ روشنفكرى » بودند ، « كه مىبايست بعدها مردانى چون كندى ، رازى ، فارابى ، ابن سينا را به وجود آورد » « 5 » . وى در كتاب جاحظ يك جانورشناسى ملى مىبيند كه عارى و آزاد از تأثير يونانيان است و « با تحقيقات ابو حنيفه در زمينهى گياهشناسى كاملا همگامى دارد » « 6 » . كتابهاى جاحظ و ابو حنيفهى دينورى را كه بر كنار از نفوذ بيگانهاند امروز ديگر نمىتوان آغاز هنر نويسندگى و « نهضت بزرگ روشنفكرى » شمرد . ما امروز در وضعى هستيم كه مىتوانيم در مورد مؤلفانى كه قبل از اين دو تن فعاليت داشتهاند نه تنها تأثير شديد آثار يونانيان بلكه نظم و ترتيبى بهتر در تأليف و تمركز بيشتر بر موضوعات مطروحه را در تأليفات عربها نيز به اثبات برسانيم . فقدان انتظام در تأليف بيشتر از منش مؤلف و نوع و انتخاب او از منابع موجود سرچشمه مىگيرد . چون جاحظ بيش از هر چيز اديب و به عنوان شاگرد معتزليان بزرگ ق 2 ه / 8 م يكى از پرشورترين مدافعان عقايد آنان بود ، ديدگاه ادبى و جهت حكمت طبيعى و كلامى تقريبا در تمام آثار وى جايگاهى شايسته دارند . از ديدگاه تاريخ طبيعت ، آثار جاحظ با مطالب ناهمگون آنها ، بهترين امكان را براى آشنايى فى الجمله با انديشههاى معتزليان نخستين دربارهى فلسفهى طبيعت فراهم مىآورند . هرگاه بر پايهى بخشهاى مربوط به جانورشناسى در كتاب الحيوان داورى كنيم ، به نظر مىرسد نقش معلم وى نظّام ( نك : پيش از اين ، ص 504 به بعد ) بسيار بزرگ بوده است . چون جاحظ ، به احتمال قوى ، فرض را بر اين گذاشته بود كه معاصرانش از منابع او آگاهند و البته به فكر مشكلاتى كه نسلهاى بعدى با آن روبرو مىشوند نبوده است ، يا از ذكر عنوان مآخذ خود كوتاهى كرده يا منابع را به صورتى آورده كه آدمى يا به زحمت
هامش
( 1 ) . مثلا نك : لكلر ، 1 / 315 .
( 2 ) . نك : فان فلوتن ، همان ، ص 24 : « هرگاه حوصلهى شما از مقالهى من دربارهى شتر سر برود ، آنگاه من شما را نزد فيل مىبرم ، از مقالهى خود دربارهى مورچه شما را به مقالهاى دربارهى پشه مىكشانم . از عقرب شما را نزد مار ، از مرد نزد زن ، از مگس نزد كلاغ سياه ، عقاب و غيره هدايت مىكنم » ( فان فلوتن ، همان ، ص 25 ) .
( 3 ) . همان ، ص 24 .
( 4 ) . همان ، ص 25 .
( 5 ) . همان ، ص 24 .
( 6 ) . همان ، ص 24 .