تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
افزوده : « 1 » از سوگند بقراط ظاهرا روايت ديگرى نيز در دست است با عنوان : [ 8 ] كتاب فيه شروط إبقراط [ 4796 ] نسخه : موصل ، احمديه ، طب ( گ 88 پ ، ق 7 ه ) . آغاز : « نطق إبقراط لجميع الأطبّاء ما كتب عليهم من الشروط : إعلام المعاشر لأطبّاء التلامذة و كلّ من نسب نفسه إلى حكمة الطبّ : إنّ شرطا عليكم هو أنّ ليس لكم الخ . . . » . جدولى « 2 » از آثار بقراط را على بن رضوان ( د : 453 ه / 1061 م ) در رساله‌ى خود رسالة في التطرّق بالطبّ إلى السعادة به دست داده است . اين فهرست را يكى از معاصران او به نام يحيى بن سعيد ترجمه كرده و خود وى آن را نظم بخشيده است . روزنتال اين فهرست را كشف و تصحيح كرده و به انگليسى ترجمه و در آن تحقيق نموده است ( « فهرستى از آثار بقراط از قرن يازدهم ميلادى » « 3 » ، در
Journ . of the History of Medicine and Allied Sciences
، 28 / 1973 م / 165 - 156 ) . فهرست مذكور دربردارنده‌ى پاره‌اى عنوان‌هاست كه تاكنون ناشناخته بوده است . [ 9 ] 2 . الفصول [ 4797 ] ، نك : ليتره ، 4 / 609 - 458 ؛ ديلس ، 1 / 17 - 12 ؛ ونريش ، 101 - 98 ؛ اشتاين اشنايدر ، ش 2 ) . « جملاتى مختصر از دانش پزشكى » . متشكل است از مقالات هفت‌گانه . نام قديم‌ترين مترجم ناشناخته است ؛ يعقوبى ( نك : كلامروت ، ص 200 - 197 ) از ترجمه‌اى ديگر ، كه بسيار احتمال دارد كهن‌تر از ترجمه‌ى حنين باشد ، استفاده مىكند ، آن‌طور كه كلامروت نشان داده هر يك از دو مترجم « در برگرداندن اصطلاحات مربوط به تشريح ، فيزيولوژى و درمانى شيوه‌ى مخصوص خود را دارد » ( ص 199 ) . در ترجمه‌ها « حتى در مورد نام بيمارىها هم به زحمت نيمى از آن‌ها باهم مطابقت دارند » ( ص 197 ) « 4 » . در مورد آثار جالينوس ، حنين درباره‌ى تاريخ ترجمه سخنانى دارد ، البته مانند ساير اوقات هيچ عنايتى به ترجمه‌هاى خيلى كهن ندارد . « اين كتاب ( -
هامش
( 1 ) . از افزوده‌هاى مندرج در انتهاى ج 5 . ( 2 ) . از افزوده‌هاى مندرج در انتهاى ج 5 . ( 3 ) ." An Eleventh - Century List of the Works of Hippokrates " .. ( 4 ) . در اين مورد كلامروت سؤال‌هايى درباره‌ى منبع نقل‌قول‌هاى يعقوبى طرح مىكند . پاسخ او براى روشن كردن تاريخ ترجمه به زبان عربى از زبان يونانى بسيار مهم است . « يعقوبى كلمات موجز خود را از كجا آورده است ؟ چون نشانه‌اى از اينكه زبان سريانى واسطه قرار گرفته باشد در دست نيست ، پس لابد در خارج از حوزه‌ى مترجمان موظّف دربار عباسيان در آن روزگار بين عرب‌ها و ارباب رجوع آن‌ها مردانى وجود داشته‌اند كه به سائقه‌ى علايق شخصى با زبان يونانى و ادب يونانى سروكار داشته‌اند و ، هرچه به نظرشان مهم مىآمده ، هركس به قدر توان خود آن را براى شخص خود و ديگران ، به زبان خود ترجمه مىكرده است » ( همان‌جا ، ص 200 - 199 ) .