« اما شهرت مستمر رازى پس از مرگ مديون اثر او دربارهى آبله و سرخك است . -
de variolis et morbillis
( كه پيش از آن به
de pestilentia
موسوم بود ) ، كه عموما و به حق آن را زيور تأليفات طبى عربها مىشمارند » ( همان ، 170 ) . تاكنون اين نوشته را قديمترين تكنگارى به زبان عربى در اين موضوع مىشمردند كه حالا ديگر به ملاحظهى كشف مقالهى ثابت بن قرّه در همين موضوع خلاف آن ثابت شده است ( نك : پيش از اين ، ص 350 ) .
نظرات هيرشبرگ هم از جهت چشمپزشكى ، به همين ترتيب ، بسيار آگاهىبخش است . وى به اين نتيجه مىرسد كه اغلب مفاهيم مربوط به چشمپزشكى ، داروها ، جراحىهايى كه عربها در اين زمينه مىدانستهاند - ولى البته نه همهى آنها - در الحاوى رازى آمدهاند . وى اشارهاى دارد به اينكه فصل اول مربوط به التهاب چشم داراى جملات درخشانى است ؛ مثلا به كار بردن داروهاى بىحسكننده « در مورد درد شديدى كه پس از التهاب چشم عارض مىشود ، بيشترين فايده را دارد ؛ منتهى بايد از استعمال درازمدت آن خوددارى ورزيد » ( كتاب راهنما ، 2 / 103 ) . « تجربههاى شخصى رازى و مشاهدات وى در بيمارستانها چشمگير است . براى درمان شپشك پلك چشم مرهم جيوه ( . . . ) توصيه مىشود . آب مرواريد در سوراخ عنبيه بين آن و زجاجيه قرار دارد . هرگاه اختلال ديد ناشى از مغز باشد با سردرد و وزوز گوش همراه است ؛ هرگاه از عصب بينايى باشد ، مردمك گشاد و آن چشم ديگر بسته مىشود ؛ اگر هيچكدام از اين دو در كار نباشد ، پس بيمارى در خود چشم است و بايد مردمك را معاينه كرد » ( همان ، 103 ) . در بين شرحهاى مربوط به عملهاى چشم كه در الحاوى آمده به عقيدهى هيرشبرگ مهمتر از همه زدودن سبل ، به كمك يك پر بلند ، عمل كردن رشد بىرويهى پلك ، آب مرواريد ، به روش آنتيلوس است ؛ بيرون كشيدن آب مرواريد ، به طريقهى آنتيلوس ، و خارج كردن آب مرواريد به كمك لولهاى شيشهاى ؛ سوزاندن مجراى اشك به روش خاص خود و سوراخ كردن آن « 1 » ( . . . ) ؛ عمل بيمارى كممويى و پرمويى و به داخل برگشتگى پلك چشم نيز بسيار مهمند .
هيرشبرگ از ديدگاه خاص چشمپزشكى ، باز بر اهميت كتاب نهم الطب المنصورى تأكيد مىكند ، كه در آن تنگ شدن مردمك به هنگام تابيدن نور درمان مىشود ( همان ، 105 ) .
در تأليفى راجع به ديدن كه ما از طريق ابن ابى اصيبعه ( 1 / 316 ) و شرحى كه مؤلف در ردّيهى خود بر جالينوس آورده ( نك : پيش از اين ، ص 117 ) از مضمون آن آگاهيم - رازى نشان مىدهد ، « كه ديدن با پرتوهايى كه از چشم ساطع مىشود پديد نمىآيد » ، و با اين سخن مقدارى از مبحث دانش نورشناسى اقليدس را رد مىكند . چنين به نظر مىآيد كه اين اثر از نظر هيرشبرگ پنهان مانده باشد . اين توفيق نصيب مايرهوف شد كه توجه اذهان را ، از طريق نظر نقش رازى در باب ديدن ، در تاريخ پزشكى نزد عربها جلب كرد ( نك : « دانش نورشناسى عربها » « 2 » ، در :
Zeitschrift f .
هامش
( 1 ) . « درحالىكه رازى يكبار پسرى را بدون جراحى ، با چلاندن ، فشردن و زخمبندى درمان كرد . . . » ( همان ، ص 104 ) .
( 2 ) ." Die Optik der Araber ".