تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نگارش هاى عربى ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
درباره‌ى استادان وى در طب تقريبا هيچ نمىدانيم ، با اين استثنا كه مآخذ ، على بن ربّن طبرى را از زمره‌ى استادان وى مىشمارند كه از لحاظ ترتيب تاريخى غير ممكن است . مىگويند بلخى ، كه به احتمال زياد همان ابو زيد بلخى است ، معلم فلسفه‌ى او بوده و رازى در مورد تنگىنفس موسمى او هنگام شكفتن گل سرخ رساله‌اى تأليف كرده است ( قس : روسكا ، « بيرونى به عنوان مأخذى براى زندگى و آثار رازى » « 1 » ، در :
Isis
، 5 / 1923 م / 37 ) . از طريق بيرونى و ناصر خسرو به نام معلم ديگرى كه در غير اين صورت ناشناخته مانده بوده ، يعنى ايرانشهرى پى مىبريم ( نك : كراوس و پينس ، در :
EI 1
، 3 / 1225 ) . رازى در شمار جامع الاطراف‌ترين دانشمندان اسلامى است . وى طبيب ، كيمياگر و فيلسوف بوده و به سبب مسائل طبى با گياه‌شناسى ، جانورشناسى ، فيزيك ، رياضى و غيره نيز سروكار داشت . رازى شهرت فراوان خود را نزد دانشمندان مسلمان به كارهايى كه در زمينه‌ى طب انجام داده مديون است نه به آنچه در قلمرو فلسفه و كيميا كرده است . معاصرانش از او به عنوان جالينوس دوم تجليل مىكردند . نقش برجسته‌ى وى در تاريخ طب در تحقيقات جديد نيز مورد قدردانى است و در آنجا به‌خصوص تأكيد مىشود كه رازى تا ق 17 م در مغرب زمين به عنوان مرجعى بلامعارض در پزشكى اعتبار داشته است ( نك : همان ) . چون شمار زيادى از تأليفات او به زبان لاتينى ترجمه شده‌اند ، داورىهاى مورّخان طب درباره‌ى او مانند اغلب اطباى ديگر عربى چندان اندك نيست . اثر نويبورگر را ، كه در حدود 50 سال پيش به بررسى آثار رازى پرداخت ، مىتوان بهترين تحقيق درباره‌ى دستاوردهاى پزشكى وى شمرد . البته نويبورگر همه‌ى آثارى را كه به دست ما رسيده نمىشناخت ، بلكه تنها با چند ترجمه‌ى لاتينى آشنايى داشت ، از جمله ترجمه‌ى ناقص الحاوى
( Continens )
، و نيز
Liber medicinalis ad Almansorem
، اثر مربوط به آبله و سرخك و تا حدودى
Liber divisionum
و
Liber pretiosus
( الفاخر ) . « از لحاظ نظريه‌ى بيمارىها رازى پيرو جالينوس بوده ، ولى در عمل ، بيشتر از اصول طب بقراطى پيروى مىكرد ، بدين‌سان كه مىكوشيد با مراقبت در سير بيمارى و توجه به ويژگىهاى هر مورد مشخص ، به يك شيوه‌ى درمان دست يابد و به تدابير بهداشتى و پرهيز غذائى در كنار تجويز داروهاى ساده اهميت خاص مىداد . وى مىگويد « در آغاز بيمارى داروهايى اختيار كن كه باعث تقليل قوا نشوند ، هرجا كه مىتوانى با غذا درمان كنى ، به هيچ دارويى متوسل نشو ، و جايى كه داروهاى ساده كفايت مىكنند به سراغ داروهاى مركب مرو » ( نويبورگر ، 2 / 169 ) . « . . . وى با نگاهى طبيبانه در كنار بستر بيمار همواره در تجسّس چيزى تازه بود كه امكان مىداد وضع خاص فرد بيمار را دريابد و وى را درمان كند » ( همان ، 168 ) . « تأثير آب و هوا ، فصل ، انقلابات جوى را در نظر مىگرفت ، دقت مىكرد كه در اتاق‌هاى بيماران هواى سالم و حرارت مناسب حكم‌فرما باشد ، به اهميت رعايت بهداشت به حد اعلا اعتقاد داشت » ( همان ، 169 ) . « حد اكثر دقت را در تشخيص و پيش‌بينى بيمارى به كار مىبرد » ( همان ، 169 ) .
هامش
( 1 ) ." Al - B i r u n i als Quelle fr das Leben und die Schriften ar - R z i 's ".