توضيح مىدهد كه مقالات يادشده طى مدت درازى با فواصل دراز از يكديگر ، و هريك به منظور ويژهاى نوشته شدهاند . به گفتهى مؤلف ، اين مقالات طى مدت سى و چند سال فراهم آمدهاند . بنا بر قضاوت ابن ابى اصيبعه جنبهى نظرى آن بيش از اندازه طولانى و جنبهى عملى آن بيش از اندازه كوتاه است و اين دو از يكديگر جدا افتادهاند ( نك : همان ، ص 1085 ؛ همو ، كتاب راهنما ، 2 / 35 ) .
حدود 150 سال بعد على بن عيسى نظر حنين را مبنى بر اينكه آب مرواريد غليظ شدن رطوبت سفيدهاى تخممرغى است خطا دانست ( هيرشبرگ ، همان ، ص 1084 ؛ همو ، كتاب راهنما ، 2 / 36 ) .
در مورد ديد چشم ، حنين جانب جالينوس را مىگيرد ، هرچند وى با نظريهى ارسطويى نور و بينايى آشنايى دارد ( نك : پروفر و مايرهوف ، در :
Islam
، 2 / 1911 م / 117 به بعد ) . حنين پديدهى بينايى را به نحوى كاملا فلسفى تشريح مىكند . « جوهر روح باصره از مغز به چشم و بهخصوص به عدسى نفوذ مىكند و از آن به خارج ، به هواى بيرونى ساطع مىشود و هوا در اثر آن ، مانند هنگامى كه تحت تاثير آفتاب قرار گرفته باشد ، متغير مىگردد ؛ اين هواى دگرگونشده واسطهى بين چشم و شىء مرئى است » ( مايرهوف و پروفر ،
Archiv f . Gesch . d . Med .
، 6 / 1913 م / 24 ) . با اين توضيح فلسفى حنين مفاهيم رياضى بينايى را ، كه در آن عهد شناخته شده بود و جالينوس نيز به آن اعتقاد داشت ، مطرح مىكند ( نك : همان ، ص 24 ) . حنين مىكوشد نظريهى بينايى جالينوس را كه از وضوح عارى است به ذهن نزديكتر كند ، بدون اينكه ظاهرا در اين كار توفيقى به دست آورده باشد ( همان ، ص 23 ) . به نظر مىرسد كه در طول نيم قرن بعد از حنين پزشكان عرب اندكاندك از نظريهى جالينوس در باب بينايى كناره گرفته باشند « 1 » .
علت اينكه حنين به پزشكى روى آورد در وهلهى نخست آن بود كه پيشهى مترجمى داشت و اين خود نكتهاى است كه در ارزيابى كار او بايد به حساب آورده شود . آشكار است كه هدف اصلى حنين اين بود كه آثار پزشكان يونانى را تا حد امكان به روشنى به عربى برگرداند و حتى المقدور آنها را مفهوم سازد . وى در كنار ترجمهى آثار اصلى از تفسيرها و ويرايشهاى آثار ترجمهشده كمك مىگرفت . وى حاصل اينگونه كارهاى خود را « ثمار تفسير لكتاب . . . » يا « جوامع كتاب . . . » يا « شرح كتاب . . . » مىناميد . دو عنوان نخستين در آثار عربى كاربرد اندكى دارند . اصطلاح جوامع را وى براى
Summaria Alexandrinorum
[ جوامع الاسكندرانيين ] كه خود ترجمه كرده است نيز به كار مىبرد . دربارهى اينكه آيا حنين اينگونه نامگذارى را از آنچه پزشكان اسكندرانى در مورد 16 كتاب جالينوس انجام داده بودند ، ياد گرفته است ، اطلاعى نداريم .
براى تحقق منظور خويش آثارى را هم كه خود او ترجمه يا تهذيب كرده بود ، عوام فهم مىكرد ، بدين ترتيب كه آنها را به صورت پرسش و پاسخ درمىآورد . به اين سؤال كه وى تا كجا از حدود نتايج شناختهشده پا را فراتر مىگذاشت ، هنگامى مىتوان پاسخ داد كه آثار موجود او مورد تحقيق و بررسى قرار گيرند . در مورد كتاب او دربارهى نظريهى ارسطويى نور پروفر و مايرهوف ثابت كردهاند
هامش
( 1 ) . نك : پيش از اين ، ص 116 - 115 و پس از اين ، ص 376 .