تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
شد تا آنكه طايفه‌اى از سوى خاور پديد مىآيند كه داراى بندها و درفشهاى سياه خواهند بود و آنها درخواست خير و نيكى ميكنند ولى خواستهاى ايشان را اجابت نميكنند از اين رو بنبرد بر ميخيزند و پيروز ميشوند و آنگاه خواسته‌هاى ايشان را به آنان ارزانى ميدارند ولى آن طايفه آنها را نمىپذيرند تا آنكه زمام امور را به مردى از خاندان من مىسپرند و او زمين را آكنده از داد و عدل مىكند چنان كه آن را پر از جور و ستم كرده بودند پس هر كس از شما آن دوران را درك كند بايد بسوى آنان بشتابد هر چند خيزان و افتان بر روى برف باشد ، انتهى . و اين حديث در نزد محدثان معروف بحديث رايات است و راوى آن يزيد بن ابى زياد مىباشد . و شعبه دربارهء يزيد بن ابى زياد گفته است كه او مردى رفاع بود يعنى احاديثى را كه ناشناخت بود مرفوع [ 1 ] قرار ميداد و محمد بن فضل گفته است : وى از پيشوايان بزرگ شيعه بوده است و احمد بن حنبل گفته است : وى حافظ نبوده است . و بار ديگر گفته است حديث او [ اين نيست ] [ 2 ] و يحيى بن معين گفته است : ضعيف است . و عجلى گفته است : او [ جائز حديث است و در اخذ آن هنگام حفظ شتاب مىكرد ] [ 3 ] . و ابو زرعه گفته است : حديث او را نمىنويسند و بدان استدلال نميكنند . و ابو حاتم گفته است : قوى نيست . و گوزگانى گفته است : شنيدم كه رجال حديث اخبار او را ضعيف ميشمردند . و ابو داود گفته است : كسى را نميشناسم كه حديث ويرا فرو گذاشته باشد ولى من ديگران را از او دوست‌تر دارم . و ابن عدى گفته است : وى از شيعيان كوفه است و با اينكه ضعيف است حديث او را مينويسند و مسلم از او روايتى كرده ولى مقرون به ديگرى [ نه بطور استقلال ] . و خلاصه اكثر رجال حديث او را بضعف نسبت داده‌اند و ائمهء ايشان تصريح كرده‌اند حديثى كه از ابراهيم از علقمه از عبد الله روايت كرده است و معروف بحديث رايات است ضعيف مىباشد و وكيع بن جراح و همچنين احمد بن حنبل گفته‌اند : چيزى نيست . و ابو قدامه گفته است : شنيدم ابو اسامه دربارهء
هامش
[ 1 - ) ] از اصطلاحات علم حديث است . رجوع به كتب مربوط بدان شود . [ 2 - ) ] از : « ينى » [ 3 - ) ] از « ينى »