از ابو صديق ناجى و او از ابو سعيد خدرى ] [ 1 ] خبرى تخريج كردهاند كه وى گفته است بيم داشتيم كه پس از پيامبر ما بعضى از وقايع روى دهد از اين رو از پيغمبر خدا ، ص ، در اين باره سؤال كرديم و او فرمود :
در ميان امت من مهدى ظهور مىكند و پنج [ سال ] مىزيد يا هفت يا نه [ به ترديد ] زيد شكاك ( راوى ) . معدود را بر آن بيفزاى . گفت پرسيديم [ 2 ] مقصود چيست ؟ گفت : سالهايى . پس [ كسان ] نزد مهدى مىآيند و مىگويند : اى مهدى بما بخشش كن مهدى در دامان جامهء او تا حدى كه بتواند حمل كند ( درهم و دينار ) ميريزد . اينست لفظ ترمذى و گويد اين حديث حسن است و از ابو سعيد خدرى و آن از پيامبر ، ص ، بىوجهى روايت شده است .
و تعبير ابن ماجه و حاكم چنين است : مهدى در ميان امت من پديد ميآيد اگر دوران ظهور او كوتاه باشد هفت و گر نه نه سال خواهد بود و آنگاه امت من در آن روزگار آنچنان متنعم ميشوند كه هرگز نظير آن شنيده نشده است . زمين طعمههاى خود را ارزانى مىدارد و چيزى از آنها اندوخته نمىشود . و ثروت در آن روزگار خرمنوار در دسترس مردم خواهد بود بدانسان كه فلان مرد نزد مهدى ميآيد و ميگويد : اى مهدى چيزى به من ببخش و او ميگويد برگير ، انتهى .
و هر چند دارقطنى و احمد بن حنبل و يحيى بن معين دربارهء زيد عمى گفتهاند كه او صالح است و احمد بن حنبل افزوده است كه او برتر از يزيد رقاشى و فضل بن عيسى است ولى با همهء اينها ابو حاتم حديث او را ضعيف دانسته و گفته است اخبار او را مينويسند ولى بدانها استدلال نميكنند و يحيى بن معين در روايت ديگرى گفته است چيزى نيست ، و بار ديگر گفته است حديث او را مينويسند ولى ضعيف است .
و ( جوزجانى ) گوزگانى [ 3 ] گفته است : او متماسك است . و ابو زرعه گفته
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپ ( پ ) نيست . كلمهء « عمى » منسوب به « عم » ( عمو ) است و از اين رو زيد را بدين لقب ميخواندند كه هر وقت دربارهء چيزى از وى سؤال ميكردند ميگفت صبر كن تا آن را از عموى خود بپرسم .
رجوع به منتهى الارب ذيل « عم » شود .
[ 2 - ) ] دسلان چنين ترجمه كرده است ( بر حسب نسخهاى كه در دست داشته ) و پنج يا هفت مىزيد ، معدود را بر آن بيفزاى گفت : پرسيديم . . . و صورت متن از نسخ موجود است .
[ 3 - ) ] صورت متن از « ينى » و ( پ ) است در چاپهاى مصر و بيروت جرجانى است .