تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
در دو نسخهء ب م نيز در مورد صاحب ترجمهء ما نحن فيه بهمين صورت مرقوم است منتهى با تنقيط ناقص ( رجوع شود بحاشيهء 1 از ص 296 ) ودر همان حاشية گفتيم كه اين كلمه تقريبا بنحو قطع ويقين از اعلام ديالمه است از جنس وشمگير وگورگير وشيرگير كه در قرون وسطى در دورهء استيلاى ديالمه ومدّتها نيز بعد از آن در أقطار إيران اين نوع أسامي ديلمى از قبيل همين كلمهء بنجير وبانجير وبنكير ومرداويج وأسفار وديلمسفار وشيراسفار وپلسوار ( - پيل‌سوار ) وباكاليجار وشيرزيل وجستان ووهسوذان وشرمزن وفرّكوه ومناور وفيلسار وخواشاده وغيره وغيره بسيار شايع بوده است ولى در قرون متأخره اينگونه اعلام متدرّجا مهجور شده وبكلى از ميان رفته است وامروز فقط در كتب تواريخ ورجال باينگونه أسامي برميخوريم لا غير ، وما بين اينگونه أسامي بعضي از آنها كه نادر الاستعمال‌تر وغير مأنوس‌تر از ساير اعلام از همان منشأ بوده وصورت ظاهري آن نيز مركب از حروف متشابه ومراكز متعدّده بوده مثل همين كلمهء بنجير مثلا تصحيفات بسيار عجيب وغريب در آنها راه يافته وتلفّظ اصلى آنها براي أغلب اشخاص بكلى در پردهء خفا مانده است ، مثلا در حاشيهء نسخهء م در مقابل عنوان صاحب ترجمهء حاضر يعنى شيخ بنجير خوزى بخطّى الحاقى كسى نوشته : « مزار مشهور بشيخ بيخبر » ( بباء موّحده وياء مثنّاة تحتانيّه وخاء معجمه وباء موحّده ودر آخر راء مهمله ! ) ، وهمچنين در چاپ سقيم ترجمهء فارسي كتاب حاضر بقلم پسر مؤلّف عيسى بن جنيد ص 12 نيز عين همين تصحيف روى داده ونام أو را شيخ بيخبر بعين همان املاى مصحّف مذكور بلافاصلهء قبل چاپ كرده‌اند ، وبشرح أيضا در فارسنامهء ناصري ج 2 ص 250 در شرح أحوال خواجة امين الدّين أبو الحسن بن بنجير كازرونى ( نمرهء 246 از تراجم كتاب حاضر ) نام أو را « خواجة امين الدّين أبو الحسن بن بىخبر كازرونى » عنوان كرده است بعين همان املاى مصحّف مذكور منتهى با انفصال در كتابت بين « بي » و « خبر » ، وباز يكى ديگر از موسومين بهمين اسم ديلمى بنجير يعنى پدر ( عزّ الدين بن بنجير شاعر معاصر سلغريان ) نام أو در وصّاف چنانكه خواهيم گفت به « پنجره » تصحيف شده است ! - بارى ذيلا ما أسامي بعضي موسومين باين اسم عجيب مهجور را از روى بعضي مآخذ معتبرهء رجال يا