وپس از قريب يك ماه ديگر نعش خود قاآن ونعشهاى قريب صد نفر از مقتولين ديگر از بنى أعمام أو وخواص أو را بخان بالق آورده وبا تشريفات بسيار عجيبى كه ابن بطوطة مفصّلا شرح ميدهد در دخمههاى معدّ براي همين كار قاآن وتمام مقتولين را دفن كردند » ( ص 170 - 171 باختصار ) ، -
وسپس در ص 171 گويد : « وچون خلاف بين رؤسا ظاهر گشت ومملكت مضطرب گرديد ونوايرفتن در أطراف بلاد شعلهور شد شيخ برهان الدين [ صاغرجى ] وسايرين بمن نصيحت كردند كه صلاح در آنست كه قبل از آنكه فتنه متمكن شود وراهها وروابط بين بلاد منقطع گردد بچين [ جنوبي ] مراجعت نمايم وبنزد نمايندهء سلطان فاتح در خان بالق رفته وأسباب حركت مرا فرآهم آوردند ، نمايندهء مزبور سه نفر از كسان خود را همراه من فرستاد وامر بمهماندارى من در همهجا در عرض راه داد واز همان راه كه آمده بوديم در نهر بطرف خنساء مراجعت نموديم « 1 » واز آنجا بطرف
هامش
- [ بقيه از صفحهء قبل ]
كه ابن بطوطة راجع بدفن قاآن چين بعقيدهء خود ديده بوده ومشروحا وصف ميكند راجع بيكى از امراء مغول بوده است نه بخود پادشاه چين طوغون تيمور ، - ونيز گويد اينكه ابن بطوطة گويد كه اسم قاآن معاصر ورود أو بچين « پاشاى » بوده است بلا شك اين كلمه تحريف كلمهء فارسي « پادشاه » بوده است كه ابن بطوطة از دهان ايرانيان مقيم چين [ كه اكثريت مسلمين چين را در آن عهد تشكيل ميدادهاند ] شنيده بوده است نه اسم حقيقي پادشاه چين كه چنانكه گفتيم طوغون تيمور بوده است ( اين بود حاصل تقريرات مستر گيب در ص 373 از كتاب « منتخبات از سفرنامهء ابن بطوطة » در حواشي شمارهء 32 ، 34 ، 35 ، والعهدة في كل ذلك عليه ) ، -
( 1 ) - وچون مفارقت ابن بطوطة از شيخ برهان الدين صاغرجى وحركت أو از پكن بطرف خنساء وزيتون بقصد خروج از چين در أواخر سنهء 746 بوده است پس واضح است كه شيخ برهان الدين صاغرجى بنحو قطع ويقين تا تاريخ مزبور در حيات بوده است ورئيس كل بلاد چين وملقب بصدر جهان بوده است واز اين تاريخ ببعد ديگر هيچ اطلاعى از أحوال أو بدست نيامد .