تغلقشاه از سلاطين معروف دهلي وذكر بخششهاى فوق العادة مفرط أو نسبت بعلما واشراف وسادات واعزّه گويد : « برهان الدّين صاغرجى يكى از ائمّه ووعّاظ مشهور عصر خود بود ووى مردى بسيار بخشنده وسخى بود بنحوى كه غالبا تمام ما يملك خود را مىبخشيد وبسيارى از أوقات براي ادامهء اينگونه اعمال خيريّه مبالغ خطير از مردم بوام ميگرفت وهمه را در راه خدا بر مردم ايثار مينمود ، وچون آوازهء بزرگى وفضل ومكارم أو بسمع سلطان [ محمد شاه ] رسيد مبلغ چهل هزار دينار [ زر سرخ ] براي وى فرستاد واز أو درخواست نمود كه بنزد أو بهندوستان آيد . شيخ برهان صاغرجى زرها را گرفت وقروض خود را از آن ادا نمود وسپس متوجّه بلاد خطا [ يعنى چين شمالي ] گرديد واز رفتن بنزد سلطان محمّد شاه مضايقه نمود وگفت هرگز بنزد پادشاهى كه علماء در حضور أو اذن جلوس ندارند وايستاده بايد باشند نخواهم رفت » انتهى .
وچون جلوس محمّد شاه مزبور در سنهء 725 بوده « 1 » پس واضح است كه اين ففره يعنى فرستادن سلطان مزبور چهل هزار دينار را براي برهان الدّين صاغرجى مقدّم بر 725 نميتواند باشد ، واز طرف ديگر چون ابن بطوطة برهان الدّين صاغرجى را چنانكه خواهد آمد در حدود سنهء 746 در پكن ملاقاة كرده بوده پس واقعهء مزبوره بديهي است كه مؤخّر از تاريخ مزبور يعنى 746 نيز نميتواند باشد .
هامش
- [ بقيه از صفحه قبل ]
مىآمد مىبخشيد وسپس حكايات بسيار عجيب خارج از معتاد درين خصوص كه خود برأي العين ديده بوده نقل ميكند وكذلك از سياست شديد ظالمانه آن جبّار قسىّ القلب وخونريزيهاى بافراط أو حكاياتى كه موى بر اندام انسان راست ميشود ، - ابن بطوطة قريب نه سال از سنهء 734 إلى صفر 743 از جانب اين سلطان بمنصب قضاء دار الملك دهلي منصوب شده بوده وبالأخره در ماه صفر سنهء هفتصد وچهل وسه پادشاه مزبور ابن بطورطه را مأمور سفارتى از جانب خود بدربار پادشاه چين نموده وابن بطوطة از هند بيرون آمده بچين وپكن رفته بوده است ، -
( 1 ) - اين تاريخ جلوس سلطان محمد شاه بن تغلقشاه بطبق روايت تاريخ نوشته است كه از مآخذ معتبرهء تواريخ سلاطين هند است ومطابق است نيز با روايت مورخين اروپائى از قبيل استانلى لين يول در « طبقات سلاطين اسلام » ص 300 ، ودائرة المعارف اسلام ج 3 ص 709 ، ولى در تاريخ وصّاف ص 650 جلوس أو را باسم الغ خان كه لقب قبل از سلطنت سلطان مزبور بوده در سنهء 723 نگاشته وهمچنين بتبع أو در مجمل فصيح خوافى ، وآن ظاهرا سهو است .