هامش
- بقيهء حواشي از صفحهء قبل
مزبور از صاحب ترجمه چنين اسم بردهاند : أبو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه بن عبيد اللّه بن باكويه ( يا : باكو ) الصوفي الشيرازي ، - در انساب سمعانى دو مرتبهء ترجمهء أو مذكور است يكى در نسبت « الباكويى » بعنوان : أبو عبد اللّه محمد بن باكويه الشيرازي الباكويى ، وديگر در نسبت « الشيرازي » بعنوان : أبو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه بن باكويه الشيرازي ، - ودر معجم البلدان ياقوت در « ارّجان » : محمد بن عبد اللّه بن باكويه الشيرازي ، - ودر تدوين رافعى در باب موسومين بمحمّد ودر قاموس در ب وك ودر تاج العروس در ب وك وب ك ى در هرسه مأخذ مزبور محمد بن عبد اللّه بن أحد بن باكويه الشيرازي الصوفي ، - پس چنانكه ملاحظه ميشود در جميع اين مآخذ معتبرهء موثوق بها كه مؤلّفين بعضي از آنها مانند تاريخ بغداد ورسالهء قشيرى معاصر صاحب ترجمه بودهاند همه باتفاق وبدون هيچ خلافي بين ايشان نام أو را « محمّد بن عبد اللّه » نگاشتهاند نه « علىّ بن محمّد بن عبد اللّه » مانند ق ب از نسخ شدّ الأزار ، پس أصلا وابدا جاى شكّى باقي نمىماند كه متن اين اين دو نسخه در مورد ما نحن فيه غلط فاحش وأضحى ميباشد وهيچ اهميّتى بدان نبايد داد ، - در نفحات الأنس جامى نيز ( بدون هيچ شك بتبع شدّ الأزار از روى يكى از دو نسخهء ق ب يا از يكى از نسخ « فأميل » اين دو نسخه ) نام صاحب ترجمه غلطا « علىّ بن محمّد » نگاشته شده است ، وسپس از روى نفحات ساير تذكرههاى فارسي متأخر مانند سفينة الأوليا ورياض العارفين وخزينة الأصفياء وفارسنامهء ناصري وآثار العجم وطرائق الحقايق همه كور كورانه وبدون هيچ مراجعه ومقايسهء با ساير مآخذ قديمهء معتبره نام صاحب ترجمه را « على » نگاشتهاند وبعضي از آنها بعنوان ترديد نقل قول « محمد » را نيز نمودهاند ، -
واز سوق نسب صاحب ترجمه در جميع مآخذ معتبرهء مذكور در فوق بنحو قطع ويقين واضح شد كه باكويه يا باملاى فارسي آن باكو نام جدّ اعلاى صاحب ترجمه بوده است وشهرت أو در عموم مآخذ عربى به « ابن باكويه » نيز بهمين مناسبت است ، ولى در زبان فارسي بعدها بكثرت استعمال كلمهء « ابن » از أول اين كنيه خذف شده وبه « باكويه » تنها چنانكه صريح شدّ الأزار وشيرازنامه است مشهور شده بوده است ، وسپس همين كلمهء « باكويه » يا نسبت صاحب ترجمه « باكويى » از همان ازمنهء قديمه در زبان عوام شيراز به « بابا كوهى » تحريف شده بوده چنانكه سعدى در بوستان گويد :ندانى كه باباى كوهى چه گفت * بمردى كه ناموس را شب نخفتبخصوص كه تعبير « كوهى » مناسبت بسيار تامّ تمامى با وضع زندگى صاحب ترجمه ( كه پس از مراجعت از سفرهاى دور ودراز خود در أقطار عالم بالأخره بشيراز مراجعت كرده ودر غارى در همين كوه شمالي شيراز كه مزار أو آنجا واقع است منزل گزيده وتا آخر عمر در همانجا بسر برده ودر همانجا نيز وفات يافته ومدفون شده ) داشته است ، - ودر ختام اين نكته را ناگفته نگذريم كه مؤلّف اسرار التوحيد في مقامات الشيخ أبى سعيد در خصوص كلمهء « باكو » در نسب صاحب ترجمه كه بتصريح سمعانى در عنوان « الباكويى » وبتصريح عموم مآخذ ديگر بقيه در صفحهء بعد