لوالدتي دعوة حضر فيها المشايخ والصّوفيّة ( ورق 152 ) فلمّا جلسوا على الطّعام قال أبو الحسن بن هند « 1 » ضعوا من هذا الطعام نصيبا لأبي عبد اللّه فقالوا اين
هامش
- بقيه از صفحهء قبل
در عبارت در شيرازنامهء خطى مورّخهء 833 در ضمن ترجمهء مؤمّل جصّاص مذكور است ، ولى در شيرازنامهء چاپى تمام فصل مذكور بكلّى ساقط است ، -
وحكايت دوم در ترجمهء هشام بن عبدان است از قرار ذيل : « شيخ أبو عبد اللّه خفيف گويد كه وقتي هشام را دهشتي وحيرتى برسيد كه يكسال از نماز بازايستاد ومردم أو را تكفير ميكردند وقصّهء وى بمشايخ مسجد جامع [ شيراز - ظ ] رسيد روزى همه بر وى درآمدند وابن سعدان محدث با ايشان بود گفت مرا ميشناسى گفت آرى تو ابن سعدانى گفت چرا نماز نميگزارى هشام گفت مرا عارضى چند روى مىنمايد ومانع ميشود از نماز ، گفت مثل چه ، خاموش گشت وهيچ جواب نداد ، از شيخ أبو عبد اللّه خفيف پرسيدند كه سبب چه بود كه هشام نماز نميكرد گفت پيوسته مطالعهء غيب ميكرد أمور غيبى بر وى غالب آمد در مقام حيرت افتاد واز اعمال ظاهري باز ماند ، روزى مشايخ مسجد جامع جمع شدند وهشام را حاضر كردند كه شنيدهايم تو بمشاهده قائلى وهركه بدين قائل است ويرا توبه مىبايد داد يا أدب مىبايد كرد ، هشام گفت مرا تلقين توبه كنيد تلقين كردند توبه كرد روز ديگر بامداد آمد ودر برابر مشايخ بايستاد وگفت گواه باشيد كه من از توبهء ديروز توبه كردم ، مشايخ برخاستند وپاى وى بگرفتند ومىكشيدند تا از مسجدش بيرون كردند » انتهى ( نفحات ص 268 - 269 ) ، - تنبيه ، اين ابن سعدان محدّث ظاهرا غير ابن أبي سعدان ( أبو بكر أحمد بن محمد بن أبي سعدان ) بغدادي است كه از اجلّهء مشايخ صوفيه واز أصحاب جنيد وأبو الحسن نوري بوده وأو نيز با شيخ كبير معاصر بوده واين أخير در بغداد با وى مصاحبت ومعاشرت داشته وترجمهء أحوال أو در حلية الأولياء 10 : 377 ، ونفحات 207 208 ، وشعرانى 1 : 100 ، وطرائق الحقائق 2 : 215 - 216 مذكور است ( در شعرانى نام جدّ اين شخص « سعدان » مرقوم است بجاى أبى سعدان ) ، -
( 1 ) - چنين است در ب ق ونيز در شيرازنامهء خطّى مورّخهء 833 يعنى « أبو الحسن » ، ولى در عموم مآخذ ديگر مانند حلية الأولياء 10 : 362 - 363 ونفحات الأنس 245 وشعرانى 1 : 97 كنيهء أو « أبو الحسين » مصغرا مسطور است ، وهمچنين نام أو در عموم مآخذ مذكوره علىّ بن هند القرشي الفارسي مرقوم است ولى در شيرازنامهء خطّى مزبور « عبد اللّه بن أحمد بن عبد اللّه بن عون القرشي يعرف بابن هند » ، واين روايت أخير ظاهرا سهو وتخليط است از مؤلّف شيرازنامه ، - وصاحب ترجمه يعنى علىّ بن هند قرشي فارسي از كبار مشايخ فارس است وبا جنيد وعمرو بن عثمان مكّى صحبت داشته وبا شيخ كبير نيز معاصر بوده وجامى در نفحات در شرح أحوال أو عين همين حكايت متن كتاب حاضر را راجع بحضور وى با جماعتى در دعوتي در شيراز وحاضر نبودن شيخ كبير وگفتن صاحب ترجمه كه نصيب أو را كنار گذاريد الخ نقل كرده است ، ودر شيرازنامه گويد كه اكنون مدفن ومزار مباركش در قصبهء فساست ، ودر كتاب اللّمع تأليف أبو نصر سرّاج ص 230 فصلى از فوائد منقوله از أو را ذكر كرده است ( تمام فقرات راجع بصاحب ترجمه كه از شيرازنامه نقل كردهايم از شيرازنامهء خطى مورّخهء 833 منقول است واز چاپ طهران بكلّى ساقط است ) ، -