تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
الكبرى « 1 » انّ بعض ملوكها حبس بعض العلماء ( ورق 105 ب ) فاستجاروا إلى الشيخ في ذاك فكتب كتابا إلى الملك ولم يجسر أحد ان يبلغه إلى الملك لغضبه ومهابته فوضعه على السّجّادة ودخل في الصّلوة فهبّت ريح واحتملته وألقته في حجر الملك
هامش
- بقيه از صفحهء قبل سال قبل از آن تاريخ سفري بحجاز نموده بوده وبخدمت حضرت رسول رسيده وبدست آنحضرت اسلام آورده ودر عروسى حضرت فاطمه با حضرت أمير نيز حاضر بوده وسپس بوطن خود هندوستان معاودت كرده ودر آنجا باختلاف أقوال در يكى از سنوات 596 ، 608 ، 612 ، 632 ، 700 ، 709 وفات يافته وقبرش هنوز در موضعي موسوم به « حاجى رتن » واقع در سه ميلى بهاتينداBHATINDA( كه شهري است در شمال هند در ايالت پنجاب واقع در سى درجه وسيزده دقيقه عرض شمالي وهفتاد وپنج درجه طول شرقي در محلّ تقاطع چندين شعبهء مهمّ راه‌آهن ونام آن در عموم نقشه‌هاى اروپائى هندوستان مثبت است ) هنوز زيارتگاه عوام مسلمين وهنود است ( ذيل دائرة المعارف اسلام ) ، اخبار وحكايات وافسانهاى راجع باين شخص واحاديثى كه بزعم خود شفاها از حضرت رسول شنيده بوده وأكاذيب وخرافاتى كه مردم ساده‌لوح يا متقلب در أطراف أو منتشر ميكرده‌اند در تمام قرن هفتم هجرى در غالب بلاد اسلامى موضوع صحبت عموم ناس بوده است وأغلب علما ونقّادين بطلان دعاوى أو وتقلبي بودن « روايات » أو را با وضوح هرچه تمامتر بمردم ثابت نمودند ولى معذلك بعضي ساده‌لوحان گول حتّى ما بين محدّثين وحفّاظ پيدا شدند كه دعاوى أو را تصديق كرده وأحاديث مرويّهء أو را با آب‌تاب تمام باسم « رتنيّات » جمع كرده‌اند ( براي مزيد اطّلاع از أحوال واخبار راجع باين شخص رجوع شود بمآخذ ذيل : ميزان الاعتدال ذهبي ج 1 ص 336 ، وفوات الوفيات چاپ بولاق ج 1 ص 206 - 208 ، وقاموس در « رتن » ، ولسان الميزان ابن حجر عسقلانى 2 : 450 - 455 ، وإصابة في تمييز الصحّابهء همو چاپ كلكتّه ج 1 ص 1087 ، ودرر الكامنهء همو 2 : 438 - 439 [ استطرادا ] ، ونفحات 501 - 502 در ترجمهء رضى الدّين علىّ لالاى غزنوى ( كه رتن را ديده بود وأو شانهء [ بزعم خود ] از شانه‌هاى حضرت رسول را بوى هديه داده بوده واين شانه بعدها بدست شيخ ركن الدّين علاء الدّولهء سمنانى رسيده وأو آن شانه را در كاغذى پيچيده وبخطّ خود بر آن كاغذ نوشته : « اين شانه از شانه‌هاى حضرت رسول است كه از دست صحابي آنحضرت باين ضعيف رسيده است » ، وتذكرهء دولتشاه سمرقندى ص 222 كه گويد : « أبو الرضا بابا رتن هندى صحبت مبارك حضرت رسول را دريافته بوده وبعضي گويند از حواريان حضرت عيسى بوده وعمر أو را يكهزار وچهارصد سال ميگويند » ، ومجالس المؤمنين ، ص 295 - 296 در ترجمهء رضى الدين لالاى مذكور ، وتاج العروس در « رتن » ، ورياض العارفين 79 ، وذيل دائرة المعارف اسلام ص 197 - 198 بقلم محمّد شفيع از فضلاء هندوستان مؤسّس بر مقالهء بسيار مهمّ مرحوم هوروويتزHOROVITZمستشرق مشهور آلمانى است كه در جلد دوّم « مجلّهء انجمن تاريخي پنجاب » ص 97 ببعد بعنوان « بابا رتن پيربهاتيندا » منتشر كرده وكامل‌ترين وجامع‌ترين فصلى است كه تاكنون در خصوص اين شخص مرموز كسى جمع كرده است ، ( 1 ) - رجوع شود بص 157 حاشية 1 ،