159 - الشيخ أبو زرعة عبد الوهاب بن محمد بن أيوب الأردبيلي « 1 »
العالم الزّاهد سافر البلاد « 2 » وعمّر ورحل إلى الشّيخ الكبير أبى عبد اللّه محمّد بن خفيف « 3 » مع أبيه وصاحباه في طريق الحجاز ثمّ فارقاه في مدينة رسول اللّه صلّى اللّه عليه وسلّم لضعفهما ، وكان يتكلّم على النّاس يوم الجمعة ( ورق 102 ) في جامع شيراز وكذا غيرها من الأيّام في زاويته وروى كتاب السّنن لأبي مسلم الكشّى « 4 » وله كرامات ظاهرة وآيات باهرة ، وجرى بينه وبين الشّيخ الكبير معنى
هامش
( 1 ) - زرعة بضمّ زاي معجمه وسكون راء مهمله است ، - م كلمات « بن ايّوب » را ندارد ،
( 2 ) - رجوع شود بص 50 حاشية 7 ،
( 3 ) - رجوع شود بنمرهء يك از تراجم كتاب حاضر ،
( 4 ) - تصحيح قياسي قطعي از روى مآخذ آتيه ، - ق م : الكيشي ( ولى ق بدون تنفيط ياء ) ، ب : الكثير ( كذا ) ، - مقصود محدّث بسيار معروف قرن سوّم أبو مسلم إبراهيم بن عبد اللّه بن مسلم بن ماعز بن كش بصرى معروف بكشى وكجّى ( بفتح كاف وشين معجمهء مشدّده يا جيم مشدّده ) متوفى در هفتم محرّم سنهء 292 در بغداد ومدفون در بصره است كه مؤلف كتاب مشهوري بوده در أحاديث معروف بسنن أبى مسلم الكشي كه گويا فعلا از ميان رفته است ، خطيب در تاريخ بغداد گويد كه در يكى از مجالسى كه أو در بغداد املاى حديث مىنمود عدّهء حضار را كه همه ايستاده وبدست هريك دواتى بود كه هرچه أو ميگفت مىنوشتند شماره كردند چهل واند هزار نفر بودند بغير نظّارگان ، ودر مجالس املاى أو هفت نفر مستملى ( يعنى كسى كه سخن أستاذ را تلقّى كرده وسپس آنرا بآواز بلند مكرّر ميكرده تا بگوش ساير كساني كه دورتراند برسد ) بودهاند كه هريك از آنها بمستملى ديگر كه ازو دورتر بوده سخن صاحب ترجمه را ميرسانيده است .
ابن الجوزي در منتظم از يكى از تلامذهء صاحب ترجمه نقل ميكند كه وقتيكه ما از قرائت كتاب السّنن بر أبو مسلم فارغ شديم وى شكرانهء آنرا [ كه بچنين توفيق عظيمى موفق شده ] ميهمانى مجلّلى كه صد دينار زر سرخ در وجه آن خرج نموده بود بما تلامذه داد ، بحترى شاعر معروف را در حق صاحب ترجمه مدايح غرّاست كه نمونهء از آنها را خطيب در تاريخ بغداد بدست داده است ، - در خصوص وجه شهرت أو بكشى يا كجّى ما بين مورّخين اختلاف است ، سمعانى گويد كشى منسوب است بجدّ اعلاى أو ( كش ) كه در سوق نسب أو ملاحظه شد ، وبعضي ديگر گفتهاند كشى معرّب گچى است چه أو وقتي خانهء در بصره ميساخته ودائما ميگفته گچ گچ [ بياوريد ] ، وياقوت در معجم البلدان از أبو موسى حافظ نقل كرده كه كجى منسوب است بقريهء در خوزستان موسوم به « زير كج » ، - ( براي مزيد اطّلاع از ترجمهء أحوال أبو مسلم كشى رجوع شود بمآخذ ذيل : مروج الذّهب مسعودى در حاشيهء ابن الأثير 10 : 112 در فصل خلافت مكتفى ، كتاب الفهرست ابن النّديم ص 37 ، 232 ، بقيه در صفحه بعد