تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
الخرقة « 1 » ثمّ لبس عن الشّيخ ظهير الدّين عبد الرّحمن « 2 » وجلس بأذنه فكان يرشد
هامش
- بقيه از صفحه قبل حجرات فقرا بر سر تربت شيخ سيف الدّين أو نهاد ودر سنهء 736 وفات يافت ودر همان فتحاباد مدفون شد ، واين أبو المفاخر يحيى هموست كه ابن بطوطة در شهور سنهء 733 يا 734 كه ببخارا رسيده بوده در همين فتحاباد أو را ملاقاة كرده وشرح ممتّعى از پذيرائى وضيافتى كه أو از وى نموده در سفرنامهء خود نگاشته است ، وپسر سوّم شيخ سيف الدّين باخرزى مظهر الدّين مطهّر است كه از سوانح أحوال أو چندان اطّلاعى نداريم ، - پس چنانكه ملاحظه ميشود تا آنجا كه از كتب تواريخ اطّلاعاتى راجع بخاندان شيخ سيف الدّين باخرزى بدست ميآيد كسى بنام ونشان « شيخ سيف الدّين مطهّر باخرزى » درين خاندان معروف نيست ، مگر آنكه فرض كنيم كه مراد خود شيخ سيف الدّين سعيد بن مطهّر باخرزى كبير سابق الذّكر مؤسس اين عائله باشد وكلمهء « ابن » قبل از « مطهّر » از قلم ناسخ سهوا افتاده باشد ، ولى در اينصورت در بدو امر اين اشكال بنظر ميآيد كه شيخ سيف الدّين باخرزى چنانكه گذشت در سنهء 659 وفات يافته وصاحب ترجمه ناصر الدّين احمد كبرى گرچه تاريخ وفات أو معلوم نيست ولى با مؤلّف كتاب حاضر بتصريح خود اين أخير معاصر بوده ومؤلّف كتاب حاضر را از خارج ميدانيم كه بنحو قطع ويقين تا 791 در حيات بوده پس چگونه معاصر أو خرقه از دست كسى پوشيده بوده كه در 659 يعنى قريب صد وسى سال قبل از 791 وفات يافته بوده ؟ ولى اگر بخاطر بياوريم كه خرقهء تبرّك را مشايخ گاه در سنّ هفت سالگى وگاه نيز حتّى در سنّ يك سالگى مريد باو مىپوشانيده‌اند ! ( رجوع شود ببهجة الأسرار شطنوفى در شرح أحوال شيخ عبد القادر گيلانى بنقل دائرة المعارف اسلام از آن ج 2 ص 648 ) اين استبعاد بكلّى رفع ميشود ، - واحتمال قوى نيز ميرود بقرينهء اينكه شخص مذكور در متن در كرمان خرقه بصاحب ترجمه پوشانيده بوده كه مراد از آن شخص پسر ميانين شيخ سيف الدّين باخرزى شيخ برهان الدّين احمد سابق الذّكر متوفّى در سنهء 696 باشد كه چهل سال أخير عمر خود را چنانكه گذشت در كرمان گذرانيده بوده وعصر أو نيز كاملا با عصر صاحب ترجمه وفق ميدهد منتهى مؤلّف چون شايد اطّلاع درستى از أحوال اين خاندان نداشته ما بين پدر وپسر خلط كرده واسم يكى را بر ديگرى اطلاق نموده است ، ( براي مزيد اطّلاع از أحوال شيخ سيف الدّين باخرزى وخاندان أو رجوع شود بمآخذ ذيل : تاريخ جهانگشاى جوينى 3 : 9 ، جامع التّواريخ طبع طهران ج 2 ص 172 ، سمط العلى للحضرة العليا در تاريخ قراختائيان كرمان ورق 93 ب ، تاريخ گزيده 791 ، يافعى 4 : 151 [ كه « مطهّر » اسم پدر شيخ سيف الدّين باخرزى را به « مظفّر » تصحيف نموده وحبيب السّير وطرائق الحقائق نيز درين اشتباه متابعت أو را كرده‌اند ] ، ابن بطوطة 1 : 238 ، جواهر المضيئة 1 : 249 ، 337 ، و 2 : 56 ، 82 ، 136 ، 233 ، 285 ، 367 ، 374 ، مزارات بخارا تأليف أحمد بن محمود معروف بمعين الفقرا در حدود 814 هجرى نسخهء مدرسهء سپهسالار طهران ورق 20 ، مجمل فصيح خوافى در حوادث سنوات 576 ، 646 ، 648 ، 658 ، 660 ، 696 ، نفحات 493 - 496 ، حبيب السّير جزو 1 ، 3 : 36 ، مجالس المؤمنين 438 در أواخر مجلس دهم استطرادا ، رياض العارفين 84 ، مجمع الفصحاء 1 ، 242 ، طرائق الحقائق 2 : 152 ، و 3 : 326 ) . ( 1 ) - كلمهء « الخرقة » را در ق ب ندارد ، ( 2 ) - متوفّى در سنهء 716 ، رجوع شود بنمرهء 239 از تراجم كتاب حاضر ،