چيزهاى پرارزشى كه خادمان سائر پادشاهان در وقت شرفيابى بايد با خود داشته باشند بشان بود كه عبارت از تكههائى از شاخ حيوانى است كه نقشهائى بطور طبيعى دارد ، و بها هر وقيه « 1 » از آن پنج من « 2 » طلاست . ولى پادشاهى كه اكنون حكومت دارد ، آن را ملغى نموده و مقرر داشته است كه هنگام شرفيابى بايد كمربندى از طلا و امثال آن داشته باشند ازاينجهت آن شاخ از ارزش افتاده و هر وقيه معادل يك وقيه طلا يا كمتر است .
راهب گويد : موضوع آن شاخ را كه پرسيدم فلاسفه و علماء گفتند اين حيوانى كه داراى چنين شاخى است ، وقتى كه بچه مىگذارد هنگام بيرون آمدن بچه از رحم چشمش بهر حيوانى كه افتد صورت آن حيوان در شاخ بچه نقش مىبندد .
و بيشتر اين نقشها صورت پشه و ماهى دارد . گفتم مىگويند آن حيوان كرگدن « 3 » است ، گفت چنين نيست ، و آن حيوان از چهارپايان همان مملكت بوده و بقولى از چهارپايان هندوستان است و صحيح هم همانست « 4 » .
راهب مىگفت ، در هر شهر از شهرهاى چين چهار امير مىباشد كه يكى - لانجون - بمعنى امير الامراء ، و ديگرى نامش صراصيه يعنى رئيس قشون است ، و نام جايى كه بت بزرگ در آنجا بوده ، و جايى كه در آن بزرگترين بتهاست كه تمثال بغبور مىباشد ، عزاز « 5 » است و در زمين خانقون « 6 » قرار دارد . و از شهرهاى چين جنجون ، و سيبون ، و جنبون است « 7 » و معنى بغبور به زبان چينى پسر آسمان بوده . يعنى از آسمان فرود آمده و اين را ، جيكى چينى نيز كه در سال سيصد و پنجاه و شش آمده بود به من گفت .
از راهب درباره مذهبشان كه سؤال كردم گفت ، بيشتر ثنوى و سمنى هستند و عوام پادشاه را پرستش كنند و تمثال او را گرامى دارند ، و خانه بزرگى در شهر بغران « 8 » دارد كه در حدود ده هزار ذراع مكعب بوده و ساختمانش از سنگ ، و آجر ، و طلا ، و نقره است ، و مسافر پيش از رسيدن به آنجا انواع بتها و تمثالها و صورتهاى تخيلاتى را مىبينند كه موجب
هامش
( 1 ) وقيه - هفت مثقال و چهل درهم است ( اقرب الموارد ) .
( 2 ) من - شرعا يكصد و هشتاد مثقال - و عرفا دويست و هشتاد مثقال است ( اقرب الموارد ) .
( 3 ) كرگدن - حيوانى است در هند كه جثه فيل دارد و مانند گاو و از آن بزرگتر ، و داراى سم و يكشاخ است ( اقرب الموارد ) .
( 4 ) در اين فصل نيز كلمهء ( قال ) مكرر آمده كه ما آن را از قلم انداختيم .
( 5 و 6 و 7 و 8 ) اين شهرها را نيافتيم .