فرشتگان ، و شايسته نيايش و سجده است . و به اين بت سجده كنند ، و بدورش با بخورات و ساز و طنبور مىگردند . و اين بت كشتزارها و غلات و درآمدها و دربانان و مباشرانى دارد كه بكارهايش رسيدگى مىنمايند ، و در روز سه مرتبه آن را عبادت كنند ، و در عبادت چيزها گويند و دردمندان و بيماران جذامى ، و پيسى ، و فالج و سائر بيماريهاى سخت به او روى آورند و شبها در آنجا بخوابند ، سجده و ناله و زارى كنند تا آنها را شفا بخشد . و از هرگونه خوردنى و آشاميدنى خوددارى دارند ، و روزه گيرند تا وقتى كه بيمار در خواب مىبيند كه كسى به او گويد : شفا يافتى و بمراد خود رسيدى . و بقولى ، آن بت همينكه در خواب با وى سخن گفت ، شفا يابد و به همان تندرستى كه داشت برگردد .
و در ميانشان ملتى است بنام جندريهكينيان
كه ماه را پرستش كنند ، و ماه را از فرشتگان شايسته عبادت و كرنش دانند ، و بر آئين خود بتى را مظهر ماه قرار دادهاند كه بر گردونه سوار است كه آن را چهار مرغابى مىكشاند ، و بدست آن بت جواهريست كه آن را - جندركيت نامند . و برطبق آئين خود ، در مقابلش بهزانو درآيند و آن را پرستش كنند ، و نيمى از هر ماه را روزهدار باشند ، و تا ماه سر نزند افطار نكنند ، و برايش انواع خوراكيها و آشاميدنيها و شير آورند ، و بوى عرضه دارند ، و ديده به ماه دوخته ، خواستار حوائج خود شوند .
و در آغاز هر ماه ، همينكه ماه در آسمان ديده شود به بام خانههاى خود روند ، و به ماه نگاه كنند ، و بخوراتى در آتش ريزند ، و با ديدنش شروع به خواندن دعا نموده و تمايلات خود را نشان دهند ، سپس از بام پائين آمده به خوردن و نوشيدن ، و رقص ، و بازى ، و نواختن ساز ، در مقابل ماه و آن بت مشغول گردند .
و در ميانشان ملتى است بنام انشينيان
يعنى كسانى كه از خوردن و آشاميدن ، خوددارى و امتناع دارند .