گوناگونى دارند ، پارهء برهمنان مىگفتند كه آن خانه بر پايه و اسبابى ، استوار نيست و در ميان زمين و آسمان آويزانست .
ابو دلف به من گفت : هنديان در - قمار « 1 » - خانهء دارند كه ديوارهايش از طلا ، و سقف آن از چوب عود هندى بوده ، و بلندى هر چوبى بيش از پنجاه ذراع است . و تمام محرابها . و عبادتگاههاى آن با مرواريدهاى بسيار خوب ، و ياقوتهاى بزرگ ، جواهرنشان گرديده ، و از قول يك نفر هندى موثق نقل كرد - كه هنديان در شهر صنف « 2 » بتخانهء دارند كه از حيث ساختمان ، از آن خانه پستتر ، و از ساختمانهاى باستانى بوده ، و بتهائى كه در آن است با زاهدان سخن گويند ، و به همه سؤالهاى آنها جواب دهند ، و ابو دلف مىگفت ، هنگامى كه در هند بودم ، پادشاه صنف ، لاجين نام داشت .
و راهب نجرانى به من گفت ، اكنون پادشاهى كه بر آن استيلا يافته لوقين ناميده مىشود و كسى است كه به اين شهر تاخته ، و آن را ويران نموده ، و مردمش را ببندگى درآورده است .
سخن دربارهء بد جز آنچه كندى در كتاب خود آورده
هنديان عقايد گوناگونى در اينباره دارند ، گروهى آن را تمثال خداى متعال دانند ، و گروهى گويند ، او فرستاده خداست . و در اين امر نيز اختلافى دارند ، دستهء بر آنند كه فرستاده خدا ، و فرشتهء از فرشتگانست ، دسته ديگر فرستاده خدا را از بشر مىدانند ، و طائفه گفتهاند كه او ديوى از ديوها بوده ، و طائفه ديگر او را تمثال بوداسف حكيم گفتهاند كه از طرف خداوند تبارك و تعالى آمد ، و هريك از اين گروه طريقهء مخصوصى در پرستش و تعظيم او دارند ، يك شخص موثقى از آنان مىگفت ، هر ملتى از اين مردم با خود تمثالى از او دارند كه آن را مورد عبادت و تعظيم قرار دهند ، و - بد - اسم جنس ، و بت همچو نوعى از آن است . و اما صفات بد اعظم : انسانى است كه بر تختى نشسته ، و بر صورتش موئى ندارد ، چانهاش به سمت دهان فرورفته ، و لخت است . بر لبهايش خنده ، و دست راست را بر - سى و دو -
هامش
( 1 ) قمار - بفتح ، و بكسره هم خوانده مىشود - جايى در هند است كه عود را به آنجا نسبت دهند ، و عودش بسيار خوب است ( معجم البلدان ) .
( 2 ) صنف - از شهرهاى هند است كه عود را به آنجا نسبت دهند ، و عود بسيار بدى چون چوب دارد ( معجم البلدان ) .