تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
مانى گويد « 1 » : اعضاء آسمان پنج است : حلم ، علم ، عقل ، غيب ، و فطنت . و اعضاء زمين ؛ نسيم ، باد ، نور ، آب ، و آتش است . هستى ديگر كه ظلمت باشد ، پنج عضو دارد : ضباب « 2 » و حريق ، و سموم « 3 » ، و سم ، و ظلمت . مانى گويد : آن هستى نورافشان ، در كنار هستى ظلمت بوده ، و حائلى ميانشان نيست . و نور ازيك‌طرف با آن برخورد دارد ، و از سمت بالا ، و راست ، و چپ نور را پايانى نيست . و ظلمت از سمت پائين ، و راست ، و چپ پايانى ندارد . مانى گويد : شيطان از آن زمين تاريك است ولى نه اينكه ذاتا ازلى باشد ، بلكه جواهرى كه در عناصرش بوده ازليت داشته ، و آن جواهر كه در عناصرش جمع گرديد ، شيطان از آنها هستى يافت ، سرش مانند شير ، و بدنش چون اژدها ، و بالهايش همچو بال پرندگان ، و دمش چون دم ماهى ، و چهارپا مانند چارپايان دارد . و همين‌كه اين شيطان از ظلمت هستى يافت ، هر چيزى را بدم در كشيد ، و بلعيد ، و تباه كرد ، و از سمت راست و چپ بجولان درآمده ، و رو به پائين آورد ، و در همه جا تباه‌كارى مىنمود ، و ستيزه‌كنندگان با خود را نابود مىساخت . بعد قصد بالا رفتن نمود و پرتوافشانى نور را كه ديد ناراحت شده ، و چون مىديد كه همى بالاتر رود ، بلرزه افتاده ، و در خود فرو رفته و بعناصرش برگشت ، پس از آن باز قصد بالا رفتن نمود ، زمين پرتوافشان از كار شيطان و مقاصدى كه در كشتار و تباهى داشت ، آگاه گرديده و اين آگاهى او ، سبب آگاهى عالم فطنت ، سپس عالم غيب ، سپس عالم عقل ، و سپس عالم حلم گرديد . و فرشته جنان النور كه از آن آگاه شد ، براى سركوبى او حيلهء به كار برد ، و با آنكه لشگريانش را توانائى سركوبى او بود ، خواست به‌خودىخود اين كار را انجام دهد . ببركت روح خود ، و عوالم پنجگانه ، و عناصر دوازده‌گانه‌اش ، نوزادى بوجود آورد ، كه همان انسان قديم بود ، و او را نامزد ستيزه با ظلمت نمود . و انسان قديم نيز خود را باجناس پنجگانه ، پنج الههء ، نسيم ، باد ، نور ، آب ، و هوا آراسته و آنها را سپر و سلاح خود قرار داد . اولين چيزى كه بتن پوشيد ، نسيم بود و بالاى آن نسيم بزرگ ، نور خيره‌كننده را پوشيده و بر آن نور پوششى از آب غبارانگيز گذاشته ، و در بادى تند
هامش
( 1 ) در متن عربى قال مانى - و قال - بسيار دارد كه ما برعايت سادگى و روان بودن عبارات آن را در ترجمه نياوريم . ( 2 ) ضباب - ميغ و بخارى كه در زمستان در هوا پيدا شود ( منتهى الارب ) . ( 3 ) سموم - بادهاى گرم و مهلك ( منتهى الارب )