تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
سى سال پس از مرقيون ، ابن ديصان ظهور نمود ، و ناميده شدنش بابن ديصان ، ازين‌جهت بود كه در كنار نهرى بنام - ديصان - به دنيا آمد . مانى خود را همان - فارقليط - مىدانست كه عيسى عليه السلام ظهور او را بشارت داده بود « 1 » و دين خود را از مذهب مجوسيت ، و نصرانيت ، درآورده ، و همچنين خطى كه با آن كتابهاى دينى را مىنوشت ، از سريانى و فارسى استخراج شده بود . و مدت چهل سال پيش از برخورد بشاپور در شهرستانها مىگشت ، و فيروز ، برادر شاپور پسر اردشير را به خود دعوت كرد ، و او وى را ببرادرش شاپور رسانيد . مانويان گويند ، هنگامى كه بر شاپور در آمد بر دوش‌هايش نورى بود كه مانند چراغ مىدرخشيد ، شاپور كه آن را ديد در نظرش بسيار گرامى و بزرگ جلوه نمود ، درحالىكه قصد كشتن و در افتادن با وى را داشته ، ولى در آن برخورد بيمى از وى در دلش هويدا شده ، و از ديدارش خوشحال گرديده ، و از او پرسيد . براى چه آمده‌اى ، او بوى نويد داد كه باز به‌سويش خواهد آمد . و در همان وقت از وى چيزهائى خواست ، چون گرامى داشتن پيروانش در آن شهر و سائر شهرهاى مملكت ، تا بتوانند بهر شهرى كه خواسته باشند بروند ، و شاپور تمام خواسته‌هاى او را پذيرفت . و مانى ، هنديان و چينيان و خراسانيان را به خود خوانده و در آنجاها نمايندهء از خود داشت .

چيزهائى كه مانى آورده و سخنانش درباره صفات قديمهء خداى متعال و ساختمان عالم

و جنگ‌هائى كه ميان نور و ظلمت برخواسته شد

مانى گويد : پيدايش عالم از دو هستى است ، يكى نور ، و يكى ظلمت ، و هريك از ديگرى جدا بوده . و نور اولين بزرگى است كه در شماره نيايد ، و او خداوند و فرشته جنان النور است . و پنج عضو دارد ، حلم ، علم ، عقل ، غيب ، و فطنت ، بضميمهء پنج عضو ديگر كه : محبت ، ايمان ، وفا ، مروت ، و حكمت است . و چنين پندارد ، كه خدا با اين صفتها ازلى بوده ، و دو چيز ازلى ديگر هم با اوست : يكى آسمان ، يكى زمين .
هامش
( 1 ) مسيح عليه السلام در فصل پانزدهم انجيل گويد : فارقليط روح حق است كه پدرم او را فرستاد تا هر چيزى را بشما بياموزد ( ملل و نحل شهرستانى ج 2 ص 23 ) .