تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفهرست ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
و بر آن سنگى ببزرگى دنيا گذارند كه او را خورد و خمير سازد ، و از آزارهاى ظلمت خلاصى يابد . و الماسيه منانى « 1 » چنين پندارند كه از نور چيزكى در ظلمت باقى مانده است .

آغاز تناسل بمذهب مانى

مانى گويد : پس از آن . هريك از اراكنه « 2 » و ستارگان ، و زجر « 3 » و حرص و شهوت و گناه با يكديگر نزديكى نموده . و از آميزش آنها ، انسان اول كه همان آدم است ، پديد آمد و اين كار را دو آركون ، مرد و زن انجام داده‌اند و پس از آن آميزش ديگرى رخ داد كه از آن زن زيبائى كه حوا باشد ، پديدار گرديد . و همين‌كه فرشتگان پنجگانه در آن دو ، نوزاد نور و خوشبوئى خدائى را كه حرص ربوده و در آنها نهاده بود ، مشاهده كردند ، از بشير . و ام الحياة ، و انسان قديم ، و روح الحياة ، خواستند كسى را روانه دارند تا آن نوزاد قديم را رهائى و خلاصى بخشد ، و دانش و نيكوكارى را برايش روشن دارد ، و از اهريمنان نجاتش دهد . گويد : آنها نيز عيسى را با يك الهه روانه داشتند ، كه بسوى آن دو آركون روى آورده و هر دو را بزندان انداخته و آن دو نوزاد را نجات دادند ، و عيسى بنوزادى كه آدم بود روى آورده و بسخن درآمده ، و بهشت و خدايان و دوزخ و اهريمنان ، و زمين و آسمان را برايش شرح داده ، و وى را از حوا ترسانيده و بآزارش نظر داده ، و از او خواست كه از وى دورى جويد ، و او را از نزديك شدن بوى هراسان داشت . و او هم اين كارها را انجام داد . سپس آن آركون بسراغ دخترش كه حوا بود آمده ، و از روى شهوتى كه داشت ، با وى نزديكى كرده و پسر زشت‌روئى زائيد كه اشقر « 4 » و نامش قاين - مرداشقر - بود ، و
هامش
( 1 ) الماسيه را بدست نياوريم . ( 2 ) اراكنه جمع - اركون - معرب - ارخون - يونانى - دهقان عظيم ( اقرب الموارد ) و بشيطان هم اين نام اطلاق مىشود ( ر . ك . ملل و نحل شهرستانى ج 2 ص 133 ) . ( 3 ) زجر - ملائكهء كه ابرها ميراند ( اقرب الموارد ) . ( 4 ) اشقر - سرخ موى ، مرد سرخ و سفيد كه سرخى او غالب باشد ( فرهنگ فارسى آقاى دكتر معين ) .