و در كتابها آورده و توصيف نموده ، و در توصيفات خود ، آن دنيا و جلالتش را ، و اسباب اوليهء و تأسيساتش را ، و ستارگان ، و گياهان ، و دواها ، و تعويذاتى را كه مردم در راه آرزوهاى خود ، از خير و شر به كار مىبردند ، توصيف نموده و ساليان درازى را به همين گونه گذراندند تا پادشاهى بضحاك بن كى « 1 » .
ديگرى جز ابو سهل گفته است : ده آك بمعنى ده آفت است كه عرب آن را ضحاك ناميد .
برگرديم بسخنان ابو سهل - كى رسيد ، كه در حصه مشترى ، و نوبت ، و ولايت ، و قدرتش بر آن دوران بود . و او در زمينهاى سواد « 2 » شهرى بنا كرده ، و نام آن را از نام مشترى درآورده ، و آن را جايگاه علم و علماء قرار داد . و دوازده كاخ به شماره برجهاى آسمان در آن بر پا نموده ، و هر كاخى را بنام برجى ناميد . و براى كتابهاى علمى خزينههائى در آن بساخت ، و علما را در آن كاخها منزل داد .
ديگرى جز ابو سهل گويد : هفت خانه بنام ستارگان هفتگانه بنا كرده ، و هر خانه آن را به يك نفر اختصاص و خانه عطارد را ويژه هرمس « 3 » نمود و خانه مشترى را بتينكلوس ، و خانه مريخ را بطينقروس مخصوص داشت .
برگرديم بسخنان ابو سهل : و مردم سر سپرده و مطيع آنان شدند ، و شنوائى از ايشان داشته و بدستورشان كارهاى خود را روبهراه مىنمودند ، زيرا آنان را در علم و مآلانديشى بالاتر از خود مىدانستند . تا آنكه پيامبرى در آن زمان ظهور كرد ، و آنان منكر او
هامش
( 1 ) در نسب ضحاك ميان نسابان اختلاف است ، بعضى گويند ، اصل او از يمن بوده ، و نسب او : ضحاك بن علوان بن عويج يمنى و خواهرزادهء جمشيد بود . و نسابان پارسى نسب او را چنين گفتهاند : بيوراسف ( نام ضحاك ) بن امرونداسف بن دينكان بن و بهرسك بن تاز بن نوارك بن سيامك بن ميشى بن كيومرث - و شايد از نقطه نظر اينكه سلسله پدران ضحاك بكيومرث مىرسيده او را ضحاك پسركى گفتهاند ( لغتنامه دهخدا ص 19 ) .
( 2 ) رجوع شود بصفحهء 204 همين كتاب .
( 3 ) هرمس - يكى از علماء افسانهايست - و افسانهء او از قرن سوم بعد از ميلاد در اسكندريه پيدا شد . و در قرن چهارم كمال يافت ، تا آنجا كه بسيارى كتب بنام او مشهور گرديد .
چنان كه اياميليخس عدد آن را دو هزار ذكر كرده ، و در كتب فلاسفه و حكما ، سه هرمس ، آمده ، هرمس الاول كه پيش از طوفان نوح مىزيست ، و هرمس الثانى كه بعد از طوفان در آغاز بناى بابل زندگى مىكرد ، و هرمس الثالث كه بعد از طوفان در مصر بسر مىبرد و استاد ، اسقلبيوس طبيب افسانهء بود . ( ر . ك تاريخ علوم عقلى تأليف استاد دكتر صفاح ج 1 ص 78 ) .