وفات يافت . و فرزندى داشت بنام « 1 » يوسف بن ابو يوسف كه در حيات پدر متصدى قضاوت بود ، و پس از پدرش ، در سال يكصد و نود و دو وفات يافت . تأليفات ابو يوسف در اصول و امالى :
كتاب الصلاة . كتاب الزكاة . كتاب الصيام . كتاب الفرائض . كتاب البيوع . كتاب الحدود .
كتاب الوكالة . كتاب الوصايا . كتاب الصيد و الذبائح . كتاب الغصب و الاستبراء .
و ابو يوسف چيزهائى را املا كرده كه بشر بن وليد قاضى از وى روايت نموده ، و محتوى بر سى و شش كتاب است ، كه خود ابو يوسف آنها را فرعبندى نموده است . كتاب اختلاف الامصار . كتاب الرد على مالك بن انس . كتاب رسالته فى الخراج الى الرشيد . كتاب الجوامع .
كه براى يحيى بن خالد تأليف نموده ، و مشتمل بر چهل كتاب است و در آن اختلافات مردم ، و آرائى كه در آن باره داده شده ، ذكر كرده است .
و از كسانى كه از ابو يوسف روايت كرده ، معلى بن منصور رازى ، مكنى بابو يعلى است ، كه فقه ، و اصول ، كتابهاى او را روايت كرده ، و در سال دويست و يازده ، در بغداد وفات يافته است .
بشر بن وليد
ابو الوليد بشر بن وليد كندى ، از بزرگان اصحاب الرأى ؛ پيرمرد عفيفى بود كه اصل و نسب ثابتى داشت ، و از جانب مأمون قضاوت مىنمود . ابو خالد مهلبى گويد ، عمر بن عيسى انيسى به من گفت ، روزى در خانهء مأمون بوديم ؛ ابراهيم بن غياث كه با خريدن نظر مأمون ، قضاوت را بدست آورده بود ، از كنار ما گذشت ، بشر گفت ، قاضى زناكار ، و قاضى مأبون ، و قاضى لوطى ديده بوديم ، چنين پندارم كه قاضى كرايهء هم ببينيم . وفات بشر در . . .
محمد بن حسن
مكنى بابو عبد اللّه ، بردهء بنى شيبان ، در واسط به دنيا آمده ، و در كوفه نشو و نما يافته ، و بطلب حديث برخواسته . و از مسعر بن كدام ، و مالك بن مسعود ، و عمر بن ذر ، و اوزاعى ، و ثورى ، حديث را شنيده و با ابو حنيفه مجالست داشت ، و از وى عمل برأى را فرا گرفت .
سپس برّقه « 2 » رفت و رشيد قضاوت آنجا را بوى گذاشت . و پس از چندى معزول گرديده ، و هنگامى كه رشيد رهسپار خراسان شد ، او را همراه داشت . و او در رى ، سال يكصد و
هامش
( 1 ) ف ( فقال ) ش ( يقال ) .
( 2 ) رقه - رجوع كنيد بصفحهء 230 همين كتاب .