سخنرانى پنجم ( قسمتهاى 9 - 10 )
در اين سخنرانى تكيهء من بر دو واقعه خواهد بود كه اهميت زيادى براى تمام جهان اسلام و از آن جمله ، مناطق ساحل خزر داشته است . قبل از هر چيز تكيهء من بر تشكيل يك دولت جديد و بزرگ است كه مركز آن خوارزم بوده است « 1 » . خوارزم به تقريب همواره منطقهاى جدا محسوب مىشد كه از استقلال برخوردار بود ، ولى تنها يك بار و آن هم در سدههاى دوازدهم - سيزدهم دولتى بزرگ در آنجا تأسيس يافت . فرمانروايان خوارزم دستنشاندگان و عاملان سلاطين سلجوقى بودند و با استفاده از ضعف آنان مىكوشيدند تا بر جاى آنها تكيه زنند و بر سراسر ايران و بخش غربى جهان اسلام مسلط گردند . و اما دربارهء مناطق حاشيه خزر بايد يادآور شد كه به دلايل جغرافيايى ، كشورهاى سواحل شرقى و جنوبى درياى خزر مىبايست قبل از مناطق غربى درياى مذكور مسخر مىشدند . چنانكه اين امر در تاريخ خوارزم ، طى قرن سيزدهم ، به هنگام حيات آخرين پادشاهى كه ديگر حكمرانى خوارزم را در دست نداشت ، و تنها فرماندهى سپاه خوارزم را عهدهدار بود روى داد . او پس از آنكه اراضى تحت فرمان پدرش به دست مغولان افتاد ، كوشيد تا براى خود حكومت جديدى را تشكيل دهد . در قرن دوازدهم ، هنوز مناطق واقع در سواحل شرقى و جنوبى درياى خزر در دست
هامش
( 1 ) . براى دسترسى به پاسخ مشروح دربارهء پرسشهاى مربوط به اين سخنرانى ر . ك . به : تركستان از آثار بارتولد ، فصل 3 - 4 ، انتشارات ، « ادبيات شرق » ج . اول ، صص 386 - 530 . - يو . برگل .