صادر مىشود . و نيز حكمت ، به معنى مذكور ، ميراث تقوى و ميوهء صدق و راستى است . حاصل آن كه معرفت بىحكمت ، بىنور است ، و تقواى بىحكمت ، بىفايده است ، و راستى بى حكمت ، بى حاصل و بىنتيجه است و ثمر ندارد .
و لو قلت : ما أنعم الله على عبد من عباده بنعمة اعظم و أنعم و ارفع و أجزل و ابهى من الحكمة ، لقلت صادقا .
يعنى : اگر بگويم من : هيچ نعمت از نعمتهاى الهى از براى آدمى نيست عظيمتر و نرمتر و بلندتر و جزيل تر و بهتر از حكمت ، راست گفتهام .
قال الله عزّ و جلّ : * ( يُؤْتِي الْحِكْمَةَ من يَشاءُ . ) * ( بقره - 269 ) ) * خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده است كه : مىدهد خداى تعالى حكمت را ، كه آن علمى است كه به آن علم ، ميان القاى رحمانى و وسوسهء شيطانى ، تميز توان كرد ، هر كه را كه مىخواهد از كسانى كه طالب رشادند . و يا مراد به « حكمت » ، تحصيل علم است و انفاق علم و عمل به آن ، تا بدانند كه چه مىبايد كرد ، و چه مىتوان گفت ؟ و به كه مىتوان گفت ؟ و كه قابل تعليم است ؟ و از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه : مراد به « حكمت » در اين آيه ، علم قرآن است و علم فقه . و در حديث نبوى صلَّى الله عليه و آله وارد شده كه آن حضرت فرمودند كه : حق تعالى به من عطا فرمود از حكمت ، قرآن را و هيچ خانهاى نباشد كه در او چيزى از حكمت باشد و تلاوت به او نكنند ، مگر آن كه آن خانه خراب و ويران شود ، پس فقيه شويد در دين و تعليم گيريد و نادان مميريد .
* ( وَمن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ) * ( بقره - 269 ) .
يعنى : هر كه را دادند حكمت ، كه علم دين است ، پس به درستى كه دادهاند او را نيكوئى بسيار . چه او جامع خير دنيا و عقبى است ، و چون خداى تعالى مال دنيا را اندك خوانده كه : * ( قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ ) * ( نساء - 77 ) و علم دانش را به بسيارى خير صفت كرده كه : * ( فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ) * ، ( بقره - 269 ) پس عالم بايد كه اهل دنيا
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 594
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٩٤