تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
محشور باشد . و اگر فرضا لحظه‌اى از ياد حقّ غافل شود ، از شدّت شوق هلاك مىشود . و جناب عزّت عارف را امين خود گردانيده و علوم و معارف خود ، به او سپرده تا خلايق از او طلب كنند و به او عمل نمايند . و نيز گردانيده است خداوند عالم ، عارف را گنج اسرار خود و منبع نور خود و دليل رحمت بر خلايق ، يعنى : چنان كه از گنج ، اسباب حيات دنيوى متمشّى مىشود از عارف نيز اسباب حيات دنيوى و اخروى تمشيت مىيابد . و نيز گردانيده است حقّ سبحانه و تعالى ، عارف را هادى و راهنماى خلايق به سوى رحمت خود ، همچنين گردانيده است ايشان را مطيّهء علوم خود . يعنى : ايشان را حامل علوم خود گردانيده است كه مكلَّفين به وسيلهء ايشان ، او را شناسند و راه به ذات و صفات او برند ، و به احكام شرع و قوانين دين آشنا شوند . و نيز گردانيده است ايشان را ترازوى فضل و عدل خود . يعنى : هر كس بايد گفتار و كردار خود را به گفتار و كردار ايشان بسنجد ، اگر تمام عيار است و موافقت با افعال و اعمال ايشان دارد خوب ، و گر نه سعى كند تا تشبّه به ايشان بهم رساند و در افعال و اعمال مناسب ايشان شود و تأسّى به ايشان نمايد . و قد غنى عن الخلق و المرات و الدّنيا ، فلا مونس له سوى الله ، و لا نطق و لا إشارة و لا نفس الَّا باللَّه تعالى ، و لله و من الله و مع الله ، فهو في رياض قدسه متردّد ، و من لطائف فضله متزوّد ، و المعرفة اصل فرعه الايمان ) * مىفرمايد كه : صفت عارف آن است كه قطع طمع كند از خلايق و از ايشان گريزان باشد ، ميل به دنيا و اهل دنيا نداشته باشد ، يار و مونس او جز مونس حقيقى نباشد و نگويد و نشوند و نفس نزند ، مگر از براى خدا و در راه خدا . پس چنين عارفى در بوستانهاى قدس الهى متردّد است و از لطايف فضل او خوشه چين .