و التّفويض خمسة أحرف لكلّ حرف منها حكم ، فمن اتى بأحكامه فقد اتى به .
مىفرمايد كه : تفويض پنج حرف است و از براى هر حرفى حكمى هست ، پس هر كه احكام مستنبطه از اين حروف را بجا آورد به تحقيق كه بجا آورده است حقّ تفويض را .
التّاء من ترك التّدبير في الدّنيا ، و الفاء من فناء كلّ همّة غير الله تعالى ، و الواو من وفاء العهد و تصديق الوعد ، و الياء من الياس من نفسك و اليقين بربّك ، و الضّاد من الضّمير الصّافى لله و الضّرورة إليه .
مىفرمايد كه : « تاى تفويض » اشاره است به ترك تدبير و ترك تعلَّق به دنيا .
يعنى : مؤمن بايد كه كارهاى خود به خدا گذارد و كردهء او را عين حكمت و مصلحت داند ، و تدبير خود را مناط اعتبار نداند و تارك دنيا باشد و به دنيا و متعلَّقات دنيا ، علاقه نداشته باشد .
و « فاء » ، اشاره است به فناى هر چه شاغل از خدا است و دورى كردن از هر چه منافى قرب به او است .
و « واو » ، اشاره است به وفا كردن به عهد و به مضمون : « أوفوا بالعهد » ، عمل نمودن ، و تصديق و إذعان به وعد كردن ، و خود را در سلك آيهء كريمهء : * ( إِنَّه كانَ صادِقَ الْوَعْدِ ) * ( مريم - 45 ) ، منسلك داشتن .
و « يا » و « صاد » ، اشاره است به صفاى ضمير و ضروريّات به پروردگار واگذاشتن .
و المفوّض لا يصبح الَّا سالما من جميع الآفات ، و لا يمسي الَّا معافى بدينه .
و چون دانستى كه مفوّض كسى است كه كارهاى خود را به خدا گذارد و تدبير خود را بالكلَّيّه ساقط داند پس هر شب را كه به روز مىآرد و صبح مىكند ، سالم
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 523
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥٢٣