كدورتهاى بعضى با بعضى ، نيست مگر سوء ظنّ ، هر گاه سوء ظنّ به حسن ظنّ مبدّل شد ، كدورت باطن و كينهء دل نيز لا محاله به صفا و جلا مبدّل مىشود ، و هر كه چنين است ، در هيچكس جز خوبى نمىبيند و با هيچكس صاحب كينه نمىشود .
قال ابىّ بن كعب : إذا رأيتم احد إخوانكم في خصلة تستنكرونها منه فتاوّلوها سبعين تأويلا ، فإذا اطمانّت قلوبكم على احدها ، و الَّا فلوموا أنفسكم حيث لم تعذّروه في خصلة يسترها عليه سبعون تأويلا ، و أنتم اولى بالانكار على أنفسكم منه .
ابىّ بن كعب ، كه يكى از اجلَّاى متقدّمين است مىگويد : هر گاه شما ديديد به يكى از برادران مؤمن ، خصلتى كه به حسب ظاهر ناخوش باشد و به نظر شما منكر و بد باشد ، پس شما بايد كه آن خصلت به ظاهر بد را به تأويلات و به محملات از ظاهر ، بكيبانيد و از بدى به خوبى راجع سأزيد و اگر دل شما به هيچ كدام از تأويلات ، اطمينان بهم نرساند ، ملامت نفس خود كنيد كه چرا اين قدر بد باشى و نفس تو بدبين باشد كه با اين همه تأويلات ، راضى به هيچ كدام نتوانى شد و تو با اين نفس ، سزاوارترى به انكار تا او و لفظ « سبعون » كنايه از كثرت است و خصوص عدد معيّن ، مراد نيست .
اوحى الله تبارك و تعالى إلى داود عليه السّلام : ذكَّر عبادى آلائي و نعمائي ، فانّهم لم يروا منّى الَّا الحسن الجميل ، لئلَّا يظنّوا في الباقي الَّا مثل الَّذي سلف منّى إليهم ، و حسن الظَّنّ يدعوا إلى حسن العبادة ، و المغرور يتمادى في المعصية و يتمنّى المغفرة ، و لا يكون حسن الظَّنّ في خلق الله الَّا المطيع له ، يرجوا ثوابه و يخاف عقابه .
حضرت بارى عزّ اسمه ، به حضرت داود عليه السّلام وحى كرد كه : به خاطر بندگان من بيار و بگو به ايشان كه ، گمان نبرند و اعتقاد نكنند به پروردگار خود در باقى اوقات
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 517
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٥١٧