دانستى و صفتش را معلوم نمودى . و توبهء كاذب آن است كه به زبان مىگويد ، استغفر الله ، و به دل خبر ندارد و از صميم قلب نيست و اظهار ندامت و پشيمانى نمىكند و گريه و زارى نمىنمايد ، صاحب اين چنين توبه ، از سلك توبه كاران بيرون است ، و خلاصى از جهنّم ندارد . توبه را مثل بهلول نبّاش بايد كرد .
روايت است كه معاذ بن جبل كه از بزرگان صحابه است ، روزى گريه كنان داخل مجلس حضرت شد و سلام كرد . حضرت بعد از ردّ سلام ، فرمود كه : سبب گريهء تو چيست اى معاذ ؟ معاذ گفت : يا رسول الله جوانى نو خطَّ خوش صورت ، در در خانه ايستاده است و مانند زن بچه مرده ، گريه و زارى مىكند و ارادهء ادراك ملازمت شريف دارد و من از گريهء او گريه مىكنم . حضرت كس فرستاد و او را طلب كرد . جوان همچنان گريه كنان داخل مجلس شريف شد و به حضرت سلام كرد . حضرت بعد از جواب سلام ، فرمود كه : چه چيز تو را مىگرياند اى جوان ؟
جوان گفت : اى حضرت چون نگريم و حال آن كه من كارى كردهام كه اگر خداى تعالى مرا به آن مؤاخذه نمايد ، مرا داخل جهنّم كند و مىدانم به يقين كه مرا به آن كردار بد ، خواهد گرفت و از جهنّم خلاصى نخواهم داشت . حضرت فرمود كه : آيا شرك به خدا آوردهاى ؟ جوان گفت : پناه مىبرم به خدا از شرك به خدا آوردن .
حضرت فرمود كه : پس مؤمنى را به ظلم كشتهاى ؟ گفت : نه . حضرت فرمود كه :
پس ديگر هر چه كردهاى خدا تو را مىآمرزد ، هر چند گناه تو به قدر كوه هاى بلند باشد . جوان گفت : گناه من عظيمتر از كوه هاى بلند است . حضرت فرمود كه : خدا تو را مىآمرزد هر چند گناه تو به قدر هفت طبقهء زمين و درياها باشد . جوان گفت :
گناه من عظيمتر از آن است . حضرت فرمود كه : خدا مىآمرزد گناهان تو را هر چند گناهان تو مثل آسمانها و ستاره ها باشد و مثل عرش و كرسى باشد . جوان گفت : گناه من از اينها عظيمتر است . حضرت غضب آلود شد و گفت : واى بر تو اى جوان ، گناه تو بزرگتر است يا خداوند عالم ؟ جوان سر پيش انداخت و گفت :
خداوند از همه چيز عظيمتر است . حضرت فرمود كه : پس گناه هر چند عظيم است كه خداوند عالم از او عظيمتر است و اميد عفو است . جوان گفت : نه يا حضرت . و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٨٧