مىكرد و درنده ها و وحوش صحرا به گريهء او گريه مىكردند و در روز چهلم دستها را به جانب آسمان برداشت و گفت : خداوندا چه كردى در حاجت من ؟ اگر اجابت دعاى من كردهاى و مرا آمرزيدهاى ، پس وحى فرست به پيغمبر خود تا مرا معلوم شود كه اجابت كردهاى ، و اگر اجابت نكردهاى و ارادهء عذاب من دارى در روز قيامت ، پس در دنيا آتشى فرست و مرا بسوزان و كار مرا به آخرت مينداز .
پس توّاب على الاطلاق و رحيم بالاستحقاق وحى فرستاد به پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و اين آيه نازل شد : * ( وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا الله فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا الله ) * ( آل عمران - 135 ) ، حضرت جبرئيل از نزد ملك جليل ، به پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نازل شد و گفت كه : خداوند عالم دعا مىرساند و مىگويد كه : بندهء من نزد تو مىآيد كه شفيع او شوى ، از پيش خود مىرانى پس به كجا رود ؟ ! و به جانب كه قصد كند ؟ ! و آمرزش گناه خود از كه خواهد ؟ ! اين آيه كه به حضرت نازل شد و اين خطاب عتاب آميز كه از جانب عزّت به او رسيد ، از شهر بيرون رفت و از اصحاب مىپرسيد كه : كيست از شما كه دلالت كند مرا به جوان نبّاش توبه كار ؟ معاذ گفت : يا رسول الله من خبر دارم كه او در فلان موضع است .
حضرت با اصحاب به آن جا رفت . نگاه كرد ، ديد كه جوان ايستاده است بر بالاى دو سنگ و دستها را به گردن غل كرده و از زحمت گرسنگى و برهنگى ، رنگش سياه شده و از بسيارى گريه مژه هاى چشمش ريخته و به مناجات مشغول است ، و مىگويد : خداوندا ، خوب خلق كردى مرا و صورت مرا زيبا كردى ، كاش مىدانستم كه در جهنّم خواهى سوخت مرا ؟ يا در همسايگى خود جا خواهى داد مرا ؟ خداوندا ، إحسان بسيار به من كردى ، و نعمتهاى عظيم به من دادى ، كاش مىدانستم كه آخر من به كجا خواهد رسيد ؟ آيا بهشت روزى من خواهى كرد ؟ يا به سوى جهنّم خواهى راند مرا ؟
خداوندا ، گناه من از آسمانها و عرش و كرسى تو بزرگتر است كاش مىدانستم كه خواهى آمرزيد مرا در روز قيامت يا رسوا خواهى كرد مرا . اين چنين مىگفت و مىگريست و خاك بر سر مىكرد و دور او حيوانات درنده احاطه كرده بودند و در
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 489
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٨٩