زبان با دل و دل با زبان ، ادناى مرتبهء صدق است .
و مثل الصّادق الموصوف بما ذكرنا ، كمثل النّازع روحه ، ان لم تنزع فما ذا يصنع ؟ ! ) * مىفرمايد كه : صدق حقيقى و صادق تحقيقي ، مانند كسى است كه در نزع روح باشد . چنان كه او در آن حالت ، به موت راضىتر از حيات است . آدم راستگو كه ملازم راستى و درستى است نيز به مردن راضىتر است ، چرا كه دنيا زندان او است و هميشه بايد عنان نفس را كشيده دارد كه مبادا منافى صدق به عمل آيد و از اين كمال محروم شود و مخالفت ظاهر با باطن ظهور يابد و در هر لمحهاى و هر لحظهاى بايد با بسيارى از اعادى و دشمنان از انس و جنّ ، نبرد كند و محاربه و مجاهده نمايد و هرگز از اين جهاد فارغ نباشد .
حيات دنيا با اين همه زحمت چه اعتبار تواند داشت ؟ ! و موت نسبت به او ، البتّه آسانتر و سهلتر است .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٥٩