را زياد مىكند و به بركت مجالست با او ، اين همه منافع به تو مىرسد .
قول لا يجاوز فعله ، و فعل لا يجاوز صدقه ، و صدق لا ينازع ربّه فجالسه بالحرمة .
يكى از آن سه خصلت آن كه گفتار او موافق كردار باشد ، به آن چه به غير مىگويد از اوامر و نواهى ، خود نيز عمل كند .
دوم آن كه كردارش هم راست و درست باشد و از دروغ و مكر و حيله محترز و مجتنب باشد .
سوم آن كه راستگو باشد ، راست گفتنى كه منافى رضاى الهى نباشد ، مثل راستى كه موجب هلاكت خود يا مؤمنى نشود . چه دروغ منجى ، به از راست مهلك است . پس بنشين با كسى كه موصوف به اين سه خصلت است ، به عزّت و حرمت .
يعنى تا با او نشستهاى پيش خدا معزّز و محترمى ، يا آن كه در هنگام مجالست با او ، رعايت حرمت و عزّت او كن و چنان مكن كه او از مجالست تو آزار بيند . يعنى :
موافق خواهش او با او مجالست كن ، اگر در طول صحبت متأذّى باشد ، بسيار منشين و اگر راضى باشد ، بنشين . و به همين قياس در ساير أطوار سلوك ، تابع رضاى او باش .
و انتظر الرّحمة و البركة .
و تا با او نشستهاى منتظر رحمت الهى باش كه نظر رحمت او با تو است و به بركت نظر رحمت او با نصيب و بهره مندى .
حديث است كه مؤمن تا در مجلس عالم عامل نشسته است ، ملايكهء رحمت به امر عزّت ، رحمت و بركت به آن مؤمن نثار مىكنند . چنان كه حديث است كه مصلَّى تا مشغول نماز است ، مشمول رحمت الهى است و ملايكهء رحمت ، رحمت و مغفرت نثار او مىكنند . و وجه استحباب دست بر سر ماليدن بعد از نماز را بعضى از فضلا به جمع كردن اين رحمتها و تملَّك اين كرامتها تفسير كردهاند .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٤٤