آن چه مىگيريد از وعظ وگر نه باعث زيادتى گمراهى مردم مىشود ، نظر به موعوظ ناقص است كه كمال چندان ندارد . امّا اگر موعوظ كسى باشد كه به نور توفيق الهى از ارتكاب قبايح و نامشروعات مجتنب باشد و دل او از چرك گناه و معاصى في الجملة ، منزّه باشد و از شعار معرفت و دثار تقوى ، في الجملة متلبّس باشد ، هر چند واعظ چنين موعوظى ، مرتكب معاصى و نافرمانى باشد كه باز موعوظ كذايى از وعظ او منتفع مىشود و از پند او متأثّر مىگردد و به حكم « نور على نور » باعث زيادتى نور معرفت او مىگردد و به مضمون : « انظر إلى ما قال و لا تنظر إلى من قال » ، گوش به سخن داده نظر از سخنگو بر مىدارد و از پند و وعظ او منتفع مىگردد .
قال الحكماء : خذ الحكمة من أفواه المجانين .
چنان كه حكما گفتهاند : فراگير حكمت را از ذهنهاى مجنونها ، چه غالب گفتار و كردار مجنون ناپسند و مذموم است و خلاف گفتار و كردار او ، مناط اعتبار و ممدوح است . چنان كه از لقمان پرسيدند كه : أدب را از كه آموختى ؟ گفت : از بىادبان ، كه هر چه از ايشان صادر شد ، نقيض او كردم و خلاف او را اختيار نمودم .
و كلام محمّد بن حنفيّه كه در باب اقتدا مذكور شد نيز مؤيّد اين است .
و ممكن است كه مراد از « مجنون » مجذوب باشد و مجذوب كسى است كه از جهت فرط محبّت الهى و نهايت توجّه به جناب احديّت ، انس و الفت به عالم محسوسات ندارد و با مردم اختلاط و آميزش نمىكند ، و اكثر اوقات ، ساكت است و مست شراب معرفت است و معلوم است كه هر چه امثال اين جماعت گويند و كنند ، مناط اعتبار است و متابعت او لازم است و واجب ، هر چند اين حلّ ، في نفسه خوب است ، امّا نظر به سوق كلام ، حلّ اوّل انسب است .
قال عيسى بن مريم عليه السّلام : جالسوا من يذكَّركم الله رؤيته و لقاؤه فضلا عن الكلام ، و لا تجالسوا من توافقه ظواهركم و تخالفه بواطنكم .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٤٢