چرا كه عفو كردن و گذشتن از تقصير جرم و گناه ، صفتى است از صفات الهى ، كه امانت گذاشته است او را جناب عزّت ، در دلهاى بندگان برگزيدهء خود ، تا سلوك و خلق ايشان با خلق ، مانند سلوك و خلق خالق باشد با خلق ، چه بندهء ضعيف هر چند مستغرق عبادت و بندگى باشد ، محتاج به عفو و تفضّل الهى است و به عبادت ، مستحقّ مراتب عاليهء بهشت نمىتواند شد .
قال الله تعالى : * ( وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ الله لَكُمْ وَالله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ( نور - 22 ) .
و من لا يعفو عن بشر مثله كيف يرجوا عفو ملك جبّار .
خداوند عالم مىفرمايد كه : بايد مؤمنان از تقصير هم بگذرند و در صدد انتقام هم نباشند . و نيز مىفرمايد كه : آيا دوست نمىداريد شما ، كه به وسيلهء عفو شما از يك ديگر ، خداى تعالى از تقصير شما بگذرد ؟ ! و خداى نيك آمرزنده و نيك رحم كننده است . هر گاه شما با وجود ضعف و ناتوانى ، خواهيد كه به اين صفت كمال موصوف باشيد و از تقصير هم بگذريد و به يك ديگر رحم كنيد ، خداوند شما با وجود عظمت و بزرگوارى ، سزاوارتر است به اين صفت كمال و رحم كردن به شما ، و اگر شماها ، رحم به يك ديگر نكنيد و عفو ننمائيد ، پس چون اميد مىداريد آمرزش گناه خود را از پادشاه جبّار كه پروردگار عالم است . . ؟ ! و قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله حاكيا عن ربّه يأمره بهذه الخصال ، قال : صل من قطعك ، و اعف عمّن ظلمك ، و أعط من حرمك ، و احسن إلى من أساء إليك .
و حضرت ختمى پناه صلَّى الله عليه و آله از جناب عزّت ، حكايت مىفرمايد كه : خداى من امر كرده است مرا به چند خصلت :
يكى آن كه - بپيوند به هر كه رميده باشد از تو . يعنى : هر چند خويشان و ساير مؤمنان از تو دورى كنند و مواصلت با تو ننمايند ، تو قطع مكن و آن چه حقّ صلهء
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 375
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٧٥