يعنى : از براى اهل تواضع ، نورى و سيمائى است كه ، مىشناسند ايشان را به آن نور و سيما ، اهل آسمان از فرشتگان ، و اهل زمين از علما و عرفا .
قال الله تعالى : * ( وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ . ) * ( اعراف - 46 ) ) * خداوند عالم مىفرمايد كه : بر اهالى اعراف مردانى باشند مشرف بر بهشت و دوزخ ، كه ببينند و بشناسند هر يك از اهل بهشت و دوزخ را به علامتهاى ايشان ، چه بهشتيان سفيد روى باشند و دوزخيان سياه روى . و گويند : اين موضع را به جهت آن « اعراف » گويند كه ، ساكنان آن عارف باشند به اهل بهشت و دوزخ ، و ساكنان اعراف ، انبيا هستند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملايكه بر صورت مردان . و بودن ايشان در اعراف ، دليل فضل و كرامت ايشان است ، چه از آن جا منازل خود را در بهشت ببينند و از آن ملتذّ شوند ، و عذاب دوزخ را مشاهده مىكنند و از خلاصى از آن مسرور مىگردند .
و بعضى گفتهاند كه : بر اعراف كسانىاند كه حسنات و سيّئات ايشان ، مساوى باشند يا يكى از أبوين ، از ايشان راضى باشد و يكى نه . و يا موحّدانى كه در عمل تقصير كرده باشند .
و اصحّ آن است كه ، افاضل اهل ايمان در آن جا مىباشند و مؤيّد اين است كه ، « ثعلبى » در تفسير خود از ابن عبّاس رضى الله عنه نقل كرده كه : اعراف ، منزل بلندى است از صراط كه امير المؤمنين عليه السّلام و حمزه و عبّاس و جعفر طيّار « رضى الله عنهم » بر آن جا باشند و دوستان خود را بشناسند ، به تازگى و سفيدروئى ، و دشمنان خود را به تيرگى و سياه رويى .
و محمّد بن جعفر بن راشد كه يكى از راويان اهل سنّت است ، روايت كرده كه :
پدرم به من گفت كه : من از حسين بن علوان شنيدم كه او از سعد بن طريف شنيده كه اصبغ بن نباته گفت : روزى در مجلس منوّر شاه اوليا ، علىّ مرتضى « عليه و آله الصّلاة » نشسته بودم كه ، عبد الله بن الكوّاء در آمد و گفت : يا امير المؤمنين ، مرا آگاه كن از تفسير آيهء * ( وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ ) * ( اعراف - 46 ) . آن حضرت فرمود كه :
يا بن الكوّاء ، آگاه باش ! ما كه اهل بيت نبوّت و معدن رسالتيم ، فرداى قيامت زمام
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٦١