ديگرى و زيادتى در اصل و نسب و حسب را مناط اعتبار مدانيد ، و مگوييد بعض شما به ديگرى كه : من زيادتى به تو دارم ، چرا كه من از فلان قبيلهام ، و پسر فلانىام ، و استعداد دارم و تو ندارى ، چرا كه اينها نزد خداوند عالم ، قدر ندارد و غير تواضع و بندگى و اطاعت نزد او « عزّ شأنه » مناط اعتبار نيست . و نيز بايد هيچكدام شما با ديگرى در مقام بغى ، و ظلم نباشيد ، چرا كه ظلم و بغى منافى تواضع است و شما مأموريد به تواضع . و نيز از جملهء وحى است كه : تواضع نمىكند هيچكس از براى خداى تعالى مگر آن كه حضرت خداوند تعالى بلند مىكند مرتبهء او را در دنيا و آخرت .
و كان رسول الله صلَّى الله عليه و آله إذا مرّ على الصّبيان سلَّم عليهم لكمال تواضعه .
مىفرمايد كه : حضرت رسالت پناه صلَّى الله عليه و آله ، از بس كه متواضع بود و مثل ساير صفات كماليّه در صفت تواضع نيز كامل بود ، هر گاه به اطفال مىرسيد ، سبقت سلام به ايشان مىكرد .
و اصل التّواضع من اجلال الله تعالى و هيبته و عظمته ، و ليس لله عزّ و جلّ عبادة يقبلها و يرضاها الَّا و بابها التّواضع ، و لا يعرف ما في حقيقة التّواضع الَّا المقرّبون من عباده ، المتّصلون بوحدانيّته .
مىفرمايد كه : اصل و عمدهء تواضع ، تواضع كردن است از براى جناب عزّت ، و بزرگوارى او را به خاطر آوردن ، و خود را حقير و ضعيف و ناچيز شمردن ، و هيچ عبادتى مقبول حضرت بارى تعالى نيست ، مگر عبادتى كه از روى تواضع و فروتنى باشد . و نشناختهاند و راه نبردهاند به حقيقت تواضع ، مگر بندگان مقرّب و كسانى كه راه بردهاند و معترفند به توحيد و يگانگى بارى تعالى .
قال الله تعالى : * ( وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْناً ، وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٦٣