محض صدق است و از اغواى شيطان دور است . اين حلّ ، بنا بر آن است كه « ما » موصوله باشد و « ما » اعمّ است از « من » و استعمال در ذوى العقول هم مىشود . و ممكن است كه « ما » نافيه باشد و مراد اين باشد كه : استفاده نمىكند عاقل از مشورت ، علم جديدى ، بلكه راه مىيابد از مشورت به تعيين مراد . چرا كه مشورت در صورت تردّد است و تردّد مستلزم بودن طرفين است در ذهن ، پس ، از مشورت حاصل نمىشود مگر تعيين يك طرف ، نه علمى كه نبوده باشد حاصل شود . بنا بر حلّ اوّل ، ضمير مذكور راجع است به علم جديد ، و بنا بر حلّ ثانى ، راجع است به مشورت به اعتبار مصدر بودن .
و مثل المشورة مع أهلها مثل التّفكَّر في خلق السّماوات و الارض و فنائهما ، و هما غنيّان عن القيد ، لانّه كلَّما تفكَّر فيها غاض في بحور نور المعرفة ، و ازداد بهما اعتبارا و يقينا .
يعنى : مشورت كردن با مردم خوب و اهل علم ، مثل تفكَّر كردن است در خلق آسمانها و زمين و فناى آسمان و زمين ، كه ايستادهاند هر كدام به جاى خود بى قيد و ستون . يعنى : چنان كه فكر كردن در اينها باعث غوص كردن است در درياهاى نور معرفت الهى ، و موجب زياد شدن يقين است به وجود خالق حكيم ، همچنين مشورت كردن با مؤمنين هم ، موجب حصول يقين است در كارها و باعث بر طرف شدن تردّد و شكّ است در شغلها و عملها .
و لا تشاور من لا يصدّقه عقلك ، و ان كان مشهورا بالعقل و الورع .
مىفرمايد كه : در حين تردّد در كارها ، مشورت مكن با كسى كه عقل تو تصديق او نكند ، هر چند كه او در تميز و عقل ، مشهور و معروف باشد ، چرا كه دل مؤمن آينه است و غلط كم مىكند .
و إذا شاورت من يصدّقه قلبك فلا تخالفه فيما يشير به عليك ، و ان كان بخلاف مرادك ، فانّ النّفس تجمح من قبول الحقّ ، و خلافها عند
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٥١