معاصى و فسوق چنين نيست . چه در ساير فسوق ، انتظار توبه و احتمال قبول رجوع هست . ديگر آن كه كلام ، سختترين معاصى است از روى ملامت بر نفس . امّا ملامت اخروى ، مثل ملامتى كه مترتّب شود بر گفتن ردّه و مثل او ، و امّا ملامت دنيا ، مثل آن كه كسى در حضور جمعى ، حرفى گويد كه سامعان بر او استهزا و سخريّه كنند و خفيف شود و اين خفّت و الم ، مستمرّ است از وقت گفتن تا انقضاى عمر ، كه هر گاه به خاطر بيايد متأثّر مىشود و ملامت خود مىكند و بسا باشد كه شدّت الم و غصّه ، به كوفتهاى مهلك منجرّ شود . و نيز الم كلام و اثر او ، زودتر به متكلَّم مىرسد از الم كارهاى ديگر . چرا كه معاصى ديگر ، الم آنها به حسب ظاهر منحصر به آخرت است و الم كلام ، هم در دنيا است و هم در آخرت ، چنان كه دانستى .
و اللَّسان ترجمان الضّمير .
مىفرمايد كه : زبان ، ترجمان ضمير است كه هر چه در خاطر خطور كرد ، زبان او را ترجمه مىكند و ظاهر مىكند .
و صاحب خبر القلب .
و زبان ، صاحب خبر دل است و هر چه در دل است ، زبان خبر از او مىدهد .
و به ينكشف ما في سرّ الباطن .
و به وسيلهء زبان ظاهر مىشود هر چه در باطن ، مكمون و مستور است .
و عليه يحاسب الخلق يوم القيامة .
و بيشتر حساب خلايق در روز قيامت ، متعلَّق است به زبان و منوط است به گفتار زبان .
و الكلام خمر يسكر القلوب و العقول ما كان منه لغير الله .
مىفرمايد كه : گفتگوئى كه از براى خدا نباشد و لغو و بىفايده باشد ، مثل خمر
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٩٨