مىفرمايد كه : نيست هيچ عبادتى بر اعضا و جوارح ، سبكتر از روى مؤنت و فاضلتر از روى قدر و مرتبه نزد خداوند عالم از كلامى كه در رضاى خدا و از براى رضاى خدا گفته شود و متضمّن نشر نعمتهاى ظاهرى و باطنى الهى باشد در ميان مردمان .
الا ترى انّ الله عزّ و جلّ ، لم يجعل فيما بينه و بين رسله معنى يكشف ما اسرّ إليهم من مكنونات علمه ، و مخزونات وحيه غير الكلام ، و كذلك بين الرّسل و الامم .
يعنى : آيا نمىبينى كه نگردانيده است جناب عزّت در ميان خود و پيغمبران خود و همچنين ميان پيغمبران و امّتهاى ايشان هيچ چيز را وسيلهء ظهور مكنونات و مخزونات وحى خود غير كلام را . يعنى : شرافت مرتبهء كلام از اينجا ظاهر مىشود كه به وسيلهء كلام مخزونات علم الهى به انبياى او مىرسد و از ايشان به امّتهاى ايشان سمت ظهور مىيابد .
فثبت بهذا انّه افضل الوسائل ، و الطف العبادة .
و به همين ثابت شد كه كلام ، فاضلترين وسيله ها است و لطيفترين عبادت است .
و كذلك لا معصية اشغل على العبد ، و أسرع عقوبة عند الله ، و اشدّها ملامة ، و أعجلها سامة عند الخلق منه .
چون جهات خوبى كلام را ذكر كرد ، جهات بدى او را نيز مىخواهد بيان كند .
مىفرمايد كه : از جملهء بدى كلام اين است كه هيچ معصيتى در ترتّب مفاسد ، بدتر از كلام نيست . چه ، گاه باشد كه به يك گفتن ، جان و مال جمعى در خطر باشد . و ديگر آن كه و بال و عقاب گفتن ، زودتر از ساير معاصى به آدمى مىرسد . چه به يك كلمهء ردّه ، يا استخفاف شرع ، استحقاق خلود جهنّم بهم مىرسد ، و ساير
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٩٧