پس ، بترس از جناب احديّت و التجا به او بر و از حدود شرع انحراف جائز مدار ، تا غنى سازد تو را از تكلَّف و تصنّع و جا دهد در دل تو ايمان و محبّت خود را .
و لا تشتغل بطعام أخره الخلاء ، و لباس أخره البلاء ، و دار أخرها الخراب ، و مال أخره الميراث ، و اخوان أخرهم الفراق ، و عزّ أخره الذّلّ ، و وقار أخره الجفاء ، و عيش أخره الحسرة .
مىفرمايد كه : مشغول مكن خود را زيادة از قدر حاجت و ضرورت به طعام و شرابى كه آخر آنها ، تردّد كردن به آبريز است و دفع فضلات ، و نيز فريفته مشو و ضايع مكن اوقات خود را از براى تحصيل لباسى كه آخر او كهنه شدن است و ضايع شدن و فريفته مشو به خانهاى كه آخر او خراب شدن است ، و فريفته مشو به مالى كه آخر او به ميراث رفتن است ، و فريفته مشو به برادرانى كه آخر ايشان جدا شدن است از يك ديگر ، و فريفته مشو به عزّتى كه آخر او ذلَّت و خوارى است ، و فريفته مشو به رعونت و خوش قدّى كه آخر او مخفى شدن است در زير زمين و زير خاك .
حاصل آن كه عاقل بايد كه هر چه در عرضهء تغيّر و زوال است ، دل به او نبندد و فريفتهء او نشود و وجههء همّت بر تحصيل او نگمارد و عمر عزيز خود را در راه او نبازد .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٣٨