منظور نباشد . چنان كه گذشت كه : من تركها أقبلت عليه ، و اگر فرج ، اعمّ از فرج دنيا و آخرت باشد و فرج آخرت ، محمول به لذّات جسمانى باشد و بس ، نه اعمّ از جسمانى و روحانى ، به حقيقت زهد چنان كه گذشت ، مناسبتر خواهد بود .
و لا طلب محمدة عليها ، و لا عوض بها ، بل ترى فوتها راحة و كونها آفة ، و تكون ابدا هاربا من الآفة معتصما بالرّاحة .
و نيز بايد كه زاهد را از زهد ، غرض حمد كردن مردم هم نباشد و عوض نيز منظور نباشد ، حتّى نعيم آخرت ، بلكه فوت دنيا را و لذّات دنيا را ، راحت خود شناسد و بودن او را آفت داند و هميشه از او ، هارب و گريزان باشد .
و الزّاهد الَّذي يختار الآخرة على الدّنيا ، و الذّلّ على العزّ ، و الجهد على الرّاحة ، و الجوع على الشّبع .
مىفرمايد كه : زاهد كسى است كه اختيار كند آخرت را بر دنيا و خفّت را بر عزّت و مشقّت را بر راحت و گرسنگى را بر سيرى ، مىتوان گفت كه : سه فقرهء اخير از لوازم فقرهء اوّل است و اختيار كردن آخرت بر دنيا ، لازم دارد خفّت و مشقّت و گرسنگى را . چه ، به مقتضاى احاديث و اخبار ، سيرى نشأتين و راحت نشأتين و عزّت هر دو ، جمع نمىشود و سيرى هر يك موجب گرسنگى ديگر است و عزّت هر كدام ، مورث خفّت ديگر است و همچنين .
و عافية الاجل على محبّة العاجل ، و الذّكر على الغفلة ، و تكون نفسه في الدّنيا و قلبه في الآخرة .
يكى ديگر از صفت زهد آن است كه اختيار كند عافيت آخرت را بر محبّت دنيا و هميشه منظور نظرش ، ادراك مراتب عاليهء آخرت و خلاصى از دركات هاويهء دنيا باشد و نيز اختيار كند ذكر الهى را بر غفلت . يعنى : هرگز از ياد محبوب حقيقى و معشوق تحقيقي ، غافل نشود و چنان باشد كه بدن او در دنيا باشد و دل و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢١٧