عافيت او است . و حضرت او « عزّ شأنه » ، ضروريّات او را بى زحمت و تعب ، به او مىرساند و از درجات بهشت آن قدر كه علم هيچ كس به او نرسد و در خاطر كسى خطور نكند از كميّت و كيفيّت ، به او كرامت مىفرمايد .
و الحرص ماء جرى في منافذ غضب الله تعالى .
مىفرمايد كه : حرص آبى است كه جريان و سيلان او ، از منفذهاى غضب الهى است . چنان كه قناعت و توكَّل ، آبى است كه سيلان و جريان او در منافذ رحمت الهى است . چون طريق تحصيل روزى از روى حرص ، مذموم است و مغضوب الهى است ، فرمود كه : سيلانش از منافذ غضب الهى است ، چون طريق تحصيل معاش و روزى ، از روى قناعت ممدوح است ، بلكه عبادت است و مرغوب الهى است ، فرمود كه : جريانش از منافذ رحمت الهى است . حاصل آن كه : حسن و قبح مسبّب ، تابع حسن و قبح سبب است ، اگر سبب ، حسن است و ممدوح است ، مسبّب نيز حسن است و اگر قبيح است ، قبيح است .
و ما لم يحرم العبد اليقين لا يكون حريصا .
يعنى : ما دام كه بنده محروم نمىشود از صفت يقين ، موصوف به صفت حرص نمىشود . يعنى : تا شايبهء يقين با كسى هست و إذعان و اعتقاد به خدا و گفتهء او دارد ، حريص نمىشود و به اين صفت خسيس مهلك دين و دنيا موصوف نمىگردد .
و اليقين ارض الإسلام و سماء الايمان .
مىفرمايد كه : يقين ، زمين اسلام و آسمان ايمان است . يعنى : اسلام كامل و ايمان كامل ، محتاج هستند به يقين و تا يقين با ايشان نباشد نه اسلام ، اسلام كامل است و نه ايمان ، ايمان كامل . چون مرتبهء زمين نسبت به آسمان ، پست است ، چنان كه رتبهء اسلام نسبت به ايمان ، پست است . از جهت رعايت تناسب ، يقين را ارض اسلام گفت و آسمان ايمان . و ممكن است كه وجه اختصاص اين باشد كه
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢١٣